استکبارستیزی از دیدگاه امام خمینی (ره)
حضرت امام(ره) در طول مبارزه و بالاخص بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و شکل گيري نظام اسلامي که نظام استکبار جهاني بطور تمام قد در برابر نهضت اسلامي ملت ايران قرار گرفت و آن را بزرگترين تهديد قلمداد کرد، به تبيين ابعاد و شاخصههاي دکترين استکبارستيزي پرداختند که مهمترين آن را ميتوان چنين مورد مطالعه قرار داد:
1- الهي بودن
يکي ازمولفههاي مهم مباني انديشهاي حضرت امام(ره) مساله مبارزه با استکبارمساله ماهيت الهي مبارزه و قيام براي خداست. تاريخيترين سند مبارزاتي حضرت امام(ره) با آيه شريفه «قُلْ انَّما اعِظُكُم بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثني وَ فُرادي» آغاز ميشود. ايشان در ابتداي پيام که خطاب به همه مسلمانان و علما و روحانيون نوشتهاند آورده اند:
«خداي تعالي در اين كلام شريف، از سرمنزل تاريك طبيعت تا منتهاي سير انسانيت را بيان كرده، و بهترين موعظههايي است كه خداي عالم از ميانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يك كلمه را پيشنهاد بشر فرموده. اين كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است... خودخواهي و ترك قيام براي خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده و همه جهانيان را بر ما چيره كرده و كشورهاي اسلامي را زير نفوذ ديگران درآورده.»[1]
اين عبارات اولين گامهاي حضرت امام(ره) در آغاز حرکت بزرگ استکبارستيزي ايشان است، که مبتني برآموزهاي قرآني و دکترين "قيام لله" شکل گرفته است. تورق در صحيفه حضرت امام(ره) نمونههايي فراوان ديگر از تاکيد و توجه حضرت امام(ره) به مفهوم قيام لله را آشکار ميسازد و نشان ميدهد که قيام و مبارزه براي خدا جزء کليدواژههاي اصلي گفتمان ايشان و روح و جوهره دكترين استكبار ستيزي مي باشد.
حضرت امام(ره) بارها در طول مبارزه با يادآورياين نکته که »اين نزاع و مبارزه اي كه الآن بين كفر و اسلام است، اين منازعه بين ما و آمريكا نيست، بين اسلام است و كفر» تلاش نمود تا ماهيت اسلامي و الهي استکبارستيزي را به ملت ايران گوشزد کند تا بر اثر غفلت سطح مبارزه تا کسب منافع مادي و غيرالهي تنزيل نيابد.
2- سازش ناپذيري
ايشان امكان هرگونه تلاش براي نزديكي و سازش و مصالحه با استكبار را نفي ميكند و آن را نافي عزت مسلمين ميداند. ضمن آنكه اين حركت را ثمربخش ندانسته و بر اين باور است كه استكبار از موضع خود كوتاه نخواهد آمد. اين نگاه برآمده از آموزه هاي قرآني است كه خدواند در شرح وضعيت جبهه حق و دشمنان آن بدان اشاره كرده است.
خداوند متعال مومنين را از هرگونه دوستي با دشمنان نفي ميكند و ميفرمايد: «يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا اليهود و النصاري اولياء بعضهم اولياء بعض و من يتولهم منكم فانه منهم ان الله لايهدي القوم الظالمين» (اي كساني كه ايمان آوردهايد، يهود و نصاري را دوستان خود مگيريد چراكه آن ان دوستان يكديگرند. و هر كس از شما آنها را به دوستي گيرد، از آنان خواهد بود. آري، خدا گروه ستمگران را راه نمينمايد.) (مائده: 51)
و در جايي ديگر يادآوري مي كنند: «يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا عدوي و عدوكم اولياء تلقون اليهم بالموده و قدكفروا بماجائكم من الحق» (اي كساني كه ايمان آوردهايد، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستي برمگيريد [به طوري] كه با آنها اظهار دوستي كنيد، و حال آنكه قطعاً به آن حقيقت كه براي شما آمده كافرند(ممتحنه: 1) خداوند در ادامه همين آيه آنهايي كه تلاش دارند تا پنهاني با دشمنان ارتباط برقرار كنند را به عنوان منحرف معرفي ميكند و خطاب به آنها هشدار مي دهد: «انا اعلم بما اخفيتم و ما اعلنتم و من يفعله منكم فقد ضل سواء السبيل«(من به آنچه پنهان داشتيد و آنچه آشكار نموديد داناترم. و هر كس از شما چنين كند، قطعاً از راه درست منحرف گرديده است)(همان)
حضرت امام(ره) مبتني بر اين آيات و روايات متعددي كه در نفي پذيرش ولايت كفار و مستكبر آمده، آنهايي را كه بدنبال مذاكره و كنارآمدن با دشمنان خدا هستند را به عنوان خائن معرفي ميكند. ايشان با صراحت در نفي هرگونه سازش با استكبار جهاني فرياد بر ميآورد:
«كسي تصور نكند كه ما راه سازش با جهانخواران را نميدانيم. ولي هيهات كه خادمان اسلام به ملت خود خيانت كنند!... اگر بندبند استخوانهايمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالايدار برند، اگر زنده زنده در شعلههاي آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستيمان را در جلوي ديدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه كفر و شرك را امضا نميكنيم.»[2]
این وبلاگ را برای اینکه سهمی در ترویج کلام امام خمینی عزیز داشته باشم زدم .