آرمان هاي بزرگ امام از نگاه مقام معظم رهبری


آرمانهاى بزرگى که امام(ره) بيان مى‏کردند، عبارت بود از: مبارزه با استکبار جهانى، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى»، اصرار فراوان بر استقلال حقيقى و همه‏جانبه‏ى ملت - خودکفايى به معناى کامل - پافشارى فراوان و تمام‏نشدنى بر حفظ اصول دينى و شرع و فقه اسلامى، ايجاد وحدت و همبستگى، توجه به ملتهاى مسلمان و مظلوم دنيا، عزت بخشيدن به اسلام و ملتهاى اسلامى و مرعوب نشدن در مقابل قدرتهاى جهانى، ايجاد قسط و عدل در جامعه‏ى اسلامى، حمايت بى‏دريغ و هميشگى از مستضعفان و محرومان و قشرهاى پايين جامعه و لزوم پرداختن به آنها. همه‏ى ما شاهد بوديم که امام در اين خطوط، مصرانه و بدون تعلل، حرکتش را ادامه داد. ما بايد راه و اعمال صالح و حرکت مداوم او را دنبال کنيم.


فرازي از بيانات مقام معظم رهبري در مراسم بيعت نخست وزير، هيئت وزيران 17/3/۶۸

نظر امام (ره)درباره حضرت آیت الله خامنه ای ( مدظله العالی)

در بيـن دوستان و متعهـدان بـه اسلام و مـبـانى اسلامى از جمله افراد نـادرى هستيـد كه چـون خـورشيـد روشنـى مـى دهيد. (1)

شما اگر گمان بكنيد كه در تمام دنيا، رييـس جمهـورها و سلاطيـن و امثال ايـن ها يك نفـر را مثل آقاى خامنه اى پيدا كنيـد كه مـتعهـد به اسلام بـاشـد و خـدمتگزار... پيـدا نمـى كنيد. (2)

خـداونـد متعال بر ما مـنت نهاد كه افكار عمـومـى را براى انتخاب رييس جمهورى متعهد ومبارز در خط مستقيم اسلام و عالـم به ديـن و سياست هدايت فرمود. (3)

ايـن جـانب به پيـروى از ملت عـظـيـم الشـان و بـا اطلاع از مقام و مرتبت متفكر و دانشمنـد محترم جناب حجت الاسلام خامنه اىايده الله تعالـى راى ملت را تنفيذ... نمــودم. (4)

 

ايشان را من سال هاى طولانى مى شناسم و در آن زمانى كه اول نهضت بـود ايشان وارد بـود و... بعـد هـم كه ايـن انـقلاب بـه اوج خـودش رسيد، ايشان حاضر واقعه بـود هـمه جا تا آخر؛ و حالا هـم هست، يك نعمت خـدا به مـا، اين است كه داده (5).

مـن به شما خامنه اى عزيز تبريك مى گـويـم كه در جبهـه هاى نبرد با لباس سـربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به ايـن ملت مظلـوم خدمت نموده. (6)

شما سربازى فداكار درجبهه ى جنگ و معلمـى آمـوزنـده در محراب و خطيبى تـوانـادر جمعه

 وجماعات وراهنمـايـى دلسـوز در صحنه ى انقلاب هستيد. (7)

ايـن جـانب، كه از سـال هاى قبل از انقلاب با جنـاب عالـى ارتبـاط نزديك داشـتـه ام

 و همـان ارتبـاط بحمـد الله تـا الان بـاقــى است، جناب عالى رايكى از بازوهاى تـواناى

 جمهورى اسلامى مى دانم. (8)

شمـا را چـون بـرادرى كه آشنـا بـه مســـايل فقهى و متعهـد به آن هستيد... مى دانم.

 (9)

به كسى سـوء قصد كردند كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش پى نوشت، مسلميـن جهان

 طنيـن اندازاست. (10)

پي نوشت ها:

1- صحيفه نور، ج 20، ص 173.

2- همان، ج 17، ص 170.

3- همان، ج 15، ص 179.

4- همان، ج 15، ص 179.

5- همان، ج 17، ص 170.

6- همان، ج 15، ص 41.

7- همان.

8- همان.

9- همان، ج20، ص 371.

10- همان، ج 15، ص 14.

 

دیدگاه امام درباره ولایت فقیه (3)

*  «يكى از مسائل بسيار مهم در دنياى پر آشوب كنونى، نقش زمان و مكان در اجتهاد و نوع تصميم‏گيرى‏ها است.» (12)

*  «زمان و مكان، دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند. مساله‏اى كه در قديم داراى حكمى بوده‏است، به ظاهر، همان مساله در روابط حاكم بر سياست و اجتماع و اقتصاد يك نظام، ممكن است‏حكم جديدى پيدا كند.» (13)

*  «روحانيت تا در همه مسائل و مشكلات حضور فعال نداشته باشد، نمى‏تواند درك كند كه اجتهاد مصطلح براى اداره جامعه كافى نيست.» (14)

*  «يك فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه‏ها هم باشد؛ ولى نتواند مصلحت جامعه را تشخيص دهد و يا نتواند افراد صالح و مفيد را از افراد ناصالح تشخيص دهد.[...]اين فرد در مسائل اجتماعى و حكومتى مجتهد نيست و نمى‏تواند زمام جامعه را به دست گيرد.» (15)

*  «اما اين طور نيست كه هر جا يك كلمه‏اى گفتيم و ديديم مصالح اسلام، حالا ما آمديم ديديم اينجورى نيست، اشتباه كرده بوديم، بگوئيم ما سر اشتباه خودمان باقى هستيم، ما هر روزى فهميديم كه اين كلمه‏اى كه امروز گفتيم اشتباه بوده و ما اينجورى بكنيم. ما دنبال مصالح هستيم، نه دنبال پيشرفت‏حرف خودمان.» (16)

*  «اكنون اگر كسى تكذيب كند از وضع يك حكومتى كه اين حكومتها، جائرانه است و كسى هم تا زمان دولت‏حق نمى‏تواند آنها را اصلاح كند؛ چه ربط دارد به اين كه حكومت عادلانه نبايد تشكيل داد؟ بلكه اگر كسى جزئى اطلاع از اخبار ما داشته باشد، مى‏بيند كه هميشه امامان شيعه با آنكه حكومتهاى زمان خود را حكومت ظالمانه مى‏دانستند و با آنها آن طورها كه مى‏دانيد سلوك مى‏كردند، در راهنمايى براى حفظ كشور اسلامى و در كمكهاى فكرى و عملى كوتاهى نمى‏كردند و در جنگهاى اسلامى در زمان خليفه جور، باز شيعيان على (ع) پيش قدم بودند. جنگهاى مهم و فتح‏هاى شايانى كه نصيب لشگر اسلام شده مطلعين مى‏گويند و تاريخ نشان مى‏دهد كه يا به دست‏شيعيان على يا به كمكهاى شايان تقدير آنها بوده. شما همه مى‏دانيد كه سلطنت‏بنى اميه در اسلام بدترين و ظالمانه‏ترين سلطنتها بوده و دشمنى و رفتارشان را با آل پيغمبر(ص) و فرزندان على بن ابى طالب(ع) همه مى‏دانند و در ميان همه بنى هاشم بدسلوكى و ظلمشان به على بن الحسين زين العابدين(ع) بيشتر و بالاتر بود. به همين سلطنت وحشيانه جائرانه، ببينيد على بن الحسين(ع) چقدر اظهار علاقه مى‏كند.

 در كتاب صحيفه سجاديه مى‏گويد: اللهم صل‏على محمد و آله و حصن ثغور المسلمين بعزتك و ايد حماتهابقوتك و اسبق عطاياهم من جدتك[...] تا آخر اين دعا كه قريب هشت صفحه است.»

 (17)

*  «استناد و تكيه ما روى قانون اساسى از طريق الزموهم بما الزموا عليه انفسهم مى‏باشد، نه اينكه قانون اساسى از نظر ما تمام باشد. اگر علما از طريق قانون حرف مى‏زنند، براى اين است كه اصل دوم متمم قانون اساسى تصويب هر قانون خلاف قرآن را از قانونيت انداخته است و الا ما لنا و القانون؟» (18)

 

منابع :

12. صحيفه نور، ج 21، ص 61.

13. همان، ص 98.

14. تطور انديشه سياسى امام خمينى، پيشين، ص‏123.

15. صحيفه نور، ج 21، ص‏47.

16. صحيفه نور، ج‏16، ص 211.

17. كشف الاسرار، صص 225 -226.

18. نهضت امام خمينى، پيشين، ج 1، ص 162.

 

دیدگاه امام درباره ولایت فقیه (2)

*  «احكام اسلامى، اعم از قوانين اقتصادى و سياسى و حقوقى، تا روز قيامت‏باقى و لازم الاجرا است. [...] اين بقا و دوام هميشگى احكام، نظامى را ايجاب مى‏كند كه اعتبار و سيادت اين احكام الهى را تضمين كرده، عهده‏دار اجراى آنها شود؛ چه، اجراى احكام الهى جز از رهگذر بر پايى حكومت اسلامى امكان پذير نيست.» (6)

*  «لزوم حكومت‏به منظور بسط عدالت و تعليم و تربيت و حفظ نظام جامعه و رفع ظلم و حراست مرزهاى كشور و جلوگيرى از تجاوز بيگانگان، از بديهى‏ترين امور است،بى آنكه بين زمان حضور و غيبت امام و اين كشور و آن كشور فرقى باشد.» (7)

*  «پس، اقامه حكومت و تشكيل دولت اسلامى بر فقيهان عادل، واجب كفايى است.» (8)

*  «اگر يكى از فقيهان زمان به تشكيل حكومت توفيق يافت، بر ساير فقها لازم است كه از او پيروى كنند.» (9)                    

*  «آنچه گفته شده‏است تا كنون يا گفته مى‏شود ناشى از عدم شناخت ولايت مطلقه الهيه‏است. آنچه گفته‏شده است كه شايع است مزارعه و مضاربه و امثال آنها، با آن اختيارات از بين خواهد رفت، صريحا عرض مى‏كنم فرضا چنين باشد، اين از اين اختيارات حكومت است.» (10)

*  «اينجانب به حكم خير خواهى براى ملت اسلام اعليحضرت را متوجه مى‏كنم به اينكه اطمينان نفرماييد به عناصرى كه با چاپلوسى و اظهار چاكرى و خانه زادى، مى‏خواهند تمام كارهاى خلاف دين و قانون را كرده به اعليحضرت نسبت دهند و قانون اساسى را كه ضامن مليت و سلطنت است، با تصويبنامه خائنانه و غلط از اعتبار بيندازند تا نقشه‏هاى شوم دشمنان اسلام و ملت را عملى كنند.انتظار ملت مسلمان آن است كه با امر اكيد، آقاى علم را ملزم فرماييد از قانون اسلام و قانون اساسى تبعيت كند و از جسارتى كه به ساحت مقدس قرآن كريم نموده استغفار نمايد و الا ناگزيرم در نامه سرگشاده به اعليحضرت مطالب ديگرى را تذكر دهم. از خداوند تعالى استقلال ممالك اسلامى و حفظ آن را از آشوب مسالت مى‏نمايم.» (11)

منابع :

۶. آيه الله العظمى امام خمينى، شؤون و اختيارات ولى فقيه، (ترجمه مبحث و لايت فقيه از كتاب البيع)، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران،1369، ص ۲۳.  

7. همان، ص 24.

8. همان، ص‏33.

9. همان، ص‏33.

10. صحيفه نور، ج 20، ص 171.

11. سيد حميدروحانى، بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى، انتشارات راه امام: تهران‏1359، ص‏156 -157.

 

دیدگاه امام درباره ولایت فقیه (1)

*  «من در آينده[پس از پيروزى انقلاب اسلامى] همين نقشى كه الان دارم، خواهم داشت؛ نقش هدايت و راهنمايى، و در صورتى كه مصلحتى در كار باشد، اعلام مى‏كنم و اگر چنانكه خيانتكارى در كار باشد، با او مبارزه مى‏كنم، لكن من در خوددولت هيچ نقشى ندارم.» (1)

*  «جز سلطنت‏خدايى، همه سلطنتها بر خلاف مصلحت مردم و جور است و جز قانون خدايى، همه قوانين باطل و بيهوده‏است.» (2)

*  «مبانى فقهى، عمده‏اش اخبار و احاديث ائمه‏است كه آن هم متصل است‏به پيغمبر خدا و آن هم از وحى الهى است.» (3)

*  «پس معلوم شد آنهايى كه روايت‏سنت و حديث پيغمبر مى‏كنند، جانشين پيغمبرند و هر چه براى پيغمبر از لازم بودن اطاعت و ولايت و حكومت ثابت است، براى آنها هم ثابت است؛ زيرا كه اگر حاكمى كسى را جانشين خود معرفى كرد، معنى‏اش آن است كه كارهاى او را در نبودنش او بايد انجام دهد.» (4)

*  «بر تمام مسلمانان و پيشاپيش آنان بر علماى روحانى و طلاب حوزه‏هاى علميه اسلامى واجب است كه عليه سمپاشى‏هاى دشمنان اسلام، به هر وسيله ممكن، قيام كنند تا اينكه بر همگان آشكار شود كه اسلام براى اقامه حكومتى عدل گستر آمده‏است.» (5)

 

منابع :

۱. صحيفه نور، ج 4، ص‏206.

2. كشف الاسرار، پيشين، ص‏186.

3. همان، ص‏187.

4. همان، ص 188.

5.آيه الله العظمى امام خمينى، شؤون و اختيارات ولى فقيه، (ترجمه مبحث و لايت فقيه از

 كتاب البيع)، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران،1369، ص 20.