آرمان‏هاي اقتصادي انقلاب اسلامی از نقطه نظر امام راحل

توجه به اصل مهم تحقق عيني ارزش‏هاي الهي در جامعه، نه تنها امام(ره) را از پرداختن به مسائل معيشتي مردم باز نمي‏داشت، بلكه موجب آن شد تا ايشان با رويكردي تازه به اين مهم نگاه كرده و «آرمان تأسيس اقتصاد اسلامي» در ايران را طرح نمايند. بر اين اساس است كه امام(ره) اقتصاد اسلامي را چيزي متفاوت با «سرمايه‏داري» و «سوسياليسم» معرّفي كرده و از انديشمندان و علماي اسلام مي‏خواهند تا هر چه سريع‏تر و بهتر روش، اصول و ماهيت «اقتصاد اسلامي» را تدوين و تشريح نمايند. با اين حال آن چه كه بديهي مي‏نمايد، بناي اقتصاد اسلامي بر پايه «عدالت» استوار است و تحقق «عدالت اقتصادي» مهم‏ترين جزء چنين آرمان بلندي است.

اول ـ تحقق «عدالت اقتصادي» در جامعه

«عدالت اقتصادي» به زعم حضرت امام(ره) به تعديل كل ساختار اقتصادي در جامعه منجر مي‏شود به طوري كه همگان به حقوق اقتصادي شرعي ـ قانوني خود مي‏رسند و «گردن كلفت‏ها» ديگر نمي‏توانند به بهانه‏هاي مختلف مردم را استثمار كرده، براي خود «زندگي اشرافي» ترتيب دهند:

«اسلام است كه جلو منافع شخصي را مي‏گيرد. اسلام است كه نمي‏گذارد اين گردن كلفت‏ها زندگي اشرافي بكنند... اسلام تعديل مي‏كند».

به تعبير ساده‏تر، حكومت اسلامي بر پايه «عدالت» استوار است و اين نكته ملهم از انديشه ناب اسلامي است كه رهبران را مكلّف مي‏سازد تا خود را در سطح ضعفاي جامعه قرار داده، و حقوق مستضعفين را از اغنيا بستانند تا بدين ترتيب بين افراد مختلف جامعه فاصله طبقاتي كشنده ايجاد نشود.امام خميني(ره) كه رهرو صادق حضرت علي(ع) بودند با تمسك به همين اصول است كه مي‏فرمايند:

«من اميدوارم كه حكومت اسلامي در ايران تشكيل شود و مزايايي كه در حكومت اسلامي هست بر بشر روشن گردد تا بشريت بفهمد كه اولاً اسلام چگونه است... طرز اجراي عدالت به چه صورت است و شخص اول مملكت در زندگي با رعيت هيچ فرقي ندارد... اين نوع حكومت سابقه ندارد».

و يا اين كه:

«دشمنانتان مي‏خواهند كه جيب‏هايشان پر شود و اسلام جيب پركن نيست، اسلام با ضعفاء است. اسلام آن است كه اميرش مي‏فرمايد كه من مي‏ترسم در آن طرف مملكت يك كسي گرسنه باشد، شايد آن جاها چيزي نداشته باشد بخورد، من بايد زندگي‏ام اين باشد، خودم دلم آرام نباشد...».

دوم ـ نيل به استقلال اقتصادي

استقلال اقتصادي از آن حيث كه زمينه مناسب رشد و تعالي انسان و طرح آرمان‏هاي متعالي اسلامي را در سطح جهاني، فراهم مي‏آورد، هميشه مورد توجه حضرت امام(ره) بوده است، به طوري كه نيل به آن را به قيمت تحمل سختي‏ها و مرارت‏هاي بسيار تكليف شرعي ـ ملّي ملت و دولت، معرفي مي‏نمايند:

«مردم وفادار و انقلابي كشورمان براي به دست آوردن استقلال واقعي و رسيدن به خودكفايي، خيلي بيش از اينها آماده صبر و فداكاري هستند و من مطمئنم كه ملت عزيز ايران يك لحظه استقلال و عزّت خود را با هزار سال زندگي در ناز و نعمت ولي وابسته به اجانب و بيگانگان معاوضه نمي‏كنند».

نكته قابل توجّه آن كه، اقتصاد در بينش امام(ره) نهايتا ابزاري مفيد و كارآمد است كه به هيچ وجه جنبه «زيربنايي» پيدا نمي‏كند، لذا آرمان اقتصادي انقلاب اسلامي وصول به حالتي است كه در آن بر اساس «توحيد» ـ كه زير بنا را تشكيل مي‏دهد ـ ساختار اقتصادي به شكلي سامان بيابد كه اولاً خودكفا باشد و ثانيا بستر مناسب رشد معنوي انسان‏ها را با برآوردن نيازهاي مشروعشان، فراهم آورد. به همين دليل است كه در آخرين وصاياي امام(ره) آمده است:

«وصيت من به همه، آن است كه با ياد خداي متعال به سوي خودشناسي و خودكفايي و استقلال با همه ابعادش به پيش رويد، و بي‏ترديد دست خدا با شماست».

نتيجه‏گيري در ادامه مطلب

ادامه نوشته

آرمان هاي سياسي انقلاب اسلامي از دیدگاه امام خمینی

تحول در ساختار سياسي نمود اوليه هر انقلاب سياسي است، لذا مي‏بينيم كه داعيه رهبران انقلابي ما نيز آن بود كه از پي خرابي نظام شاهنشاهي، نظام تازه‏اي را آورده‏اند كه آرمان‏هاي ويژه خود را دارد. گفتني است كه تأسيس چنين نظامي اساسا بزرگ‏ترين آرمان سياسي امام(ره) را تشكيل مي‏داد، چرا كه بعد از حكومت اسلامي حضرت اميرالمؤمنين(ع) تاريخ اسلام از داشتن يك «حكومت اسلامي» به زعامت وليّ آگاه، مدير و مدبّر محروم مانده بود و انقلاب اسلامي زمينه حاكميت چنين نظامي را فراهم آورد.

اول ـ تأسيس جمهوري اسلامي

«جمهوري اسلامي» در ديدگاه امام خميني(ره) تعريف و ويژگي‏هاي خاصي دارد كه از همان ابتدا مورد تأكيد امام(ره) بود.

«حكومت اسلامي حكومتي است بر پايه قوانين اسلامي. در حكومت اسلامي استقلال كامل حفظ مي‏شود، ما خواستار جمهوري اسلامي مي‏باشيم، جمهوري فرم و شكل حكومت را تشكيل مي‏دهد و اسلامي يعني محتواي آن فرم، كه قوانين الهي است».18

لذا اعتبار جمهوري اسلامي به «پياده كردن احكام الهي» و «احقاق حقوق مستضعفان» است و اين كه سيره عملي «حضرت رسول(ص)» و «اميرالمؤمنين(ع)» را فراروي قرار داده، سعي در تحقّق عملي آنها در عصر حاضر بنمايد.

دوم: احقاق حقوق مستضعفان

«حكومت اسلامي» بنابر نصّ الهي، خود را موظّف مي‏داند كه از مظلوم حمايت كرده و بر ظالم بتازد و به نفي عملي كاربرد «پول» و «قدرت» در تعيين سياست‏هاي اجرايي نظام بپردازد. لذا مي‏بينيم كه ايشان با صراحت تمام مي‏فرمايند:

«بحمدالله امروز همه دست اندركارهايمان كاخ نشين نيستند. دولت ما يك دولت كاخ نشين نيست. آن روزي كه دولت ما توجه به كاخ پيدا كرد، آن روز است كه بايد ما فاتحه دولت و ملت را بخوانيم... خدا نياورد آن روزي را كه سياست ما و سياست مسؤولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه‏داري گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخوردار بشوند. معاذالله كه اين با سيره و روش انبياء و اميرالمؤمنين و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ سازگار نيست».19

تأكيد حضرت امام(ره) بر جايگاه رفيع ملت سخت كوش ايران و بيان خصال نكوي ايشان كه در طول تاريخ اسلام كمتر سابقه دارد، در همين رهگذر انجام پذيرفته است و اين كلام امام(ره) سرلوحه كار همه عاشقان، «خدمت به ملت» مي‏باشد كه:

«به مجلس و دولت و دست اندركاران توصيه مي‏كنم كه قدر اين ملت را بدانند و در خدمت‏گزاري به آنان... فروگزار نكنند».20

سوم: جلب رضايت مردم در چارچوب فرامين الهي

در نظر امام «دولت مزاحم» نمي‏تواند

ادامه نوشته

آرمانهای فرهنگی و تربیتی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی

آرمان‏هاي فرهنگي ـ تربيتي عمده‏ترين حوزه تأملات نظري انقلابي‏ها را تشكيل مي‏دهد و از اين حيث انقلاب اسلامي كاملاً متأثر از رهيافت فرهنگي اسلام است، آن جا كه اسلام خود را دين انسان ساز معرفي مي‏نمايد. بر همين اساس امام(ره) «تربيت انسان صالح» را در رأس برنامه‏هاي انقلابي‏اش قرار داده، صريحا اظهار مي‏دارد:

«آن قدر كه انسانِ غير تربيت شده مضرّ است به جوامع، هيچ شيطاني و هيچ حيواني و هيچ موجودي آن قدر مضر نيست و آن‏قدر كه انسان تربيت شده مفيد است براي جوامع، هيچ ملائكه‏اي و هيچ موجودي آن‏قدر مفيد نيست. اساس عالم بر تربيت انسان است».

به همين خاطر است كه مي‏بينيم آرمان‏هاي انقلابي امام خميني(ره) بيشتر صبغه تربيتي مي‏يابد كه مي‏توان آنها را در دو بُعد مورد بررسي قرار داد:

1. بُعد فردي: تربيت انسان‏هايي فرهيخته و متّقي

شهيد مطهري، در تبيين اين بُعد از انقلاب اسلامي بيان داشته‏اند: معنويّت از اركان واقعي اين انقلاب بوده و مايه حيات انسان مي‏باشد، لذا تحقّق يك جامعه اسلامي كه در آن ارزش‏هاي الهي نمود تام دارند، به پرورش انسان‏هايي منوط است كه به آداب و ارزش‏هاي اسلامي مزيّن باشند. به تعبير ديگر «حكومت صالحان» از اين حيث حكومتي است كه در آن افراد به ايمان الهي تمسّك جسته، تهذيب نفساني را پيشه خود ساخته و به طور كامل ارزش‏هاي الهي را بر مملكت وجودي خويش مسلّط ساخته‏اند به گونه‏اي كه در آن از خودبيني و غول سركش «منيّت» هيچ گونه خبري نيست.

مطلب فوق از اين حيث قابل توجه مي‏نمايد

ادامه نوشته

مؤلفه‌های بیداری اسلامی از دیدگاه حضرت امام خمینی(ره)

 
۱. ضرورت بیداری ملت‌ها
از ویژگی‌هاى حضرت امام خمینى رحمه‌الله در هدایت و راهبرى امت اسلامى، صداقت در عمل و گفتار بود؛ وقتى نارسایی‌هاى موجود در رژیم شاهنشاهى در حیطه‌ی نظر و معرفت سیاسى و رفتار عملى كاملاً خود را عیان نمود، حضرت امامرحمه‌الله با بینش سیاسى برگرفته از اندیشه‌ی سیاسى اسلام، گام در میدان مبارزه در دو حوزه گذاشتند كه در نقد بنیان‌هاى نظرى اندیشه‌ی پادشاهى، حكومت اسلامى را پیشنهاد داد و در مباحث دروس خارج فقه خود در نجف اشرف، تئورى ولایت فقیه را سال‌ها قبل از به ثمر رسیدن این اندیشه، پایه‌ریزى كرد و در نقد رفتارشناسى رژیم، دست به مبارزه‌ی طراحى شده زدند. بنابراین ضرورت بیدارى ملت‌ها از جمله مباحثى بود كه حضرت امام رحمه‌الله براى شروع مبارزه آن را شرط لازم برشمرده و معتقد است:

«باید با ملت‌ها در میان گذاشت؛ همان‌طورى كه در ایران، ملت ایران بود كه فاجعه‌اى كه براى اسلام به دست آمریكا و سرسپردگان او كه رژیم منحوس پهلوى است پیش مى‌آمد، همین جوان‌هاى ایران بودند و همین ملت ایران بود و همین ارتش ایران بود و همین نیروهاى دریایى و هوایى و زمینى ایران بود و همین سپاه پاسداران ایران بود و همین جوان‌هاى بسیج و عشایر ایران بودند كه با هم وظیفه فهمیدند، بیدار شدند و با هم مشت‌ها را گره كردند و با مشت، تانك‌ها را از صحنه بیرون كردند. تا ملت‌ها یك چنین بیدارى پیدا نكنند و تا ملت‌ها یك همچو انسجامى پیدا نكنند، باید بدانند كه محكوم به حكومت‌هاى فاسد و محكوم به آمریكاى جنایتكار و سایر ابرقدرت‌ها هستند. با داشتن آن همه ذخایر، آن همه امكانات.»۱

Description: http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/spacer.gif


۲. قیام همه‌جانبه در مقابل استبداد
حضرت امام رحمه‌الله معتقد است علت اصلى نابودى و شكست ملت‌ها و دولت‌هاى اسلامى در مقابل دولت‌هاى مستكبر، عدم قیام همه‌جانبه‌ی قشرهاى مختلف است كه همین امر باعث از بین رفتن شرافت و ارزش‌هاى انسانى آنان خواهد شد «اگر امروز قشرهاى مختلف ملت‌ها، از علماى دینى تا گویندگان و نویسندگان و روشن بینان متعهد، قیام همه جانبه نكنند و با بیدار كردن توده‌هاى عظیم انسانى اسلامى به دادِ كشور‌ها و ملت‌هاى تحت ستم نرسند، كشور‌هایشان بى شك به نابودى و وابستگى همه‌جانبه‌ی بیشتر و بیشتر خواهد كشید. و غارتگران ملحد شرقى و بد‌تر از آنان ملحد غربى ریشه‌ی حیات آنان را مى‌مكند و شرافت و ارزش‌هاى انسانى آنان را به باد فنا می‌سپارند.»۲

۳. دشمن‌شناسى و دشمن‌ستیزى
(اصل استراتژیك)
یكى از ویژگی‌های برجسته‌ی امام خمینی رحمه‌الله برخوردارى از بینش عمیق نسبت به دشمن و شگردهاى آن و توصیه‌ی مردم به هوشیارى در برابر توطئه‌هاست. انقلاب اسلامى به دلیل ماهیت استكبارستیزى خود و آسیب‌رسانى جدى به منافع آمریكا در ایران و منطقه، مورد دشمنى آمریكا قرار گرفته است. ملت مسلمان ایران با درك عمیق این خصومت توانسته است نقشه‌هاى شوم آمریكا را در هر مرحله با شكست قرین سازد. لذا هرگونه سعى و تلاش در جهت تخریب این باور، راه نفوذ دشمن را هموار می‌سازد و در جهت تهدید امنیت ملى جمهورى اسلامى ایران ارزیابى می‌شود. بررسى اهداف بلندمدت امام در راستاى عزت مسلمین جهان نشان مى‌دهد كه دشمنى استكبار جهانى دقیقاً ناشى از ضربات مهلكى است كه از انقلاب اسلامى دریافت كرده است.

اهمیت دشمن‌شناسى در تعالیم اسلامى آن‌قدر است كه قرآن كریم در آیات متعددی۳ به تعبیرهاى مختلف به این موضوع پرداخته است. سخنان معصومین خصوصاً پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و امیرالمؤمنین على علیه‌السلام مملو از بحث دشمن‌شناسى و هشدار نسبت به خطرات آنان است. از همین رو امام خمینى رحمه‌الله آن را یك تكلیف شرعى۴ می‌داند و همواره بر آن تأكید می‌كند:۵

«كشورهاى اسلامى و مستضعفان جهان، قدرت اسلامى خود را بیابند و از عربده‌هاى شرق و غرب و وابستگان و تفاله‌هاى آنان نهراسند و با اعتماد به خداوند تعالى و اتكال به قدرت اسلام و ایمان بپاخیزند و دست جنایتكاران را از كشورهاى خود كوتاه نمایند.»۶

 «وقتى قیامى، جهت احقاق حق و امحای باطل صورت مى‌گیرد، لوازم خاص خود را دارد، یعنى سختی‌ها و مرارت‌ها خواهد داشت و سختى در زندگى باعث می‌گردد كه انسان دچار مشكلات عدیده‌اى بشود و نتواند بر این سختی‌ها غلبه كند مگر این‌كه از ناملایمات نترسد و به خداوند سبحان امید داشته باشد و بعد از تصمیم، به خود تزلزل و سستى راه ندهد. براى این‌كه تصمیم‌گیرى با تزلزل با موفقیت همراه نمى‌شود؛ بلكه باید همان‌طور كه تصمیم گرفته است، جازم باشد. زیرا همین نترسیدن و جازمیت و تصمیم، او را به پیروزى خواهد رساند.»۷

 


امام خمینى رحمه‌الله در این‌باره می‌گویند «پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و ائمه‌ی هدى علیهم‌سلام‌الله در چه غربت‌هایى براى دین حق و امحاء باطل، استقامت و ایستادگى نموده‌اند و از تهمت‌ها و اهانت‌ها و زخم زبان‌های «ابولهب» و «ابوجهل‌»ها و «ابوسفیان»‌ها نهراسیدند و در عین حال شدید‌ترین محاصره‌هاى اقتصادى در شعب ابى‌طالب به راه خود ادامه داده‌اند و تسلیم نشدند و با تحمل هجرت‌ها و مرارت‌ها در مسیر دعوت حق و ابلاغ پیام خدا و حضور در جنگ‌هاى پیاپى و نابرابر و مبارزه با هزاران توطئه و كارشكنى‌ها به هدایت و رشد همت گماشته‌اند.»۸

اصول مبارزه و جهت‌گیرى در مقابله با دشمن
۱. اصل تغییر در روش و تاكتیك با حفظ اصول۹
۲. اصل عدم اعتماد به دشمن۱۰
۳. اصل مشاركت مردم در دفاع و دفاع عمومى یا بسیج عمومى براى مبارزه۱۱
۴. اصل ایمان و اتكا به خدا و وارستگى و خودسازى در دفاع و مبارزه
۵. اصل استقلال و اتكا به نفس در دفاع و مبارزه۱۲
۶. اصل استفاده از تبلیغات در دفاع و مبارزه۱۳
۷. اصل مقابله قبل از نفوذ دشمن
۸. اصل دفاع در اولین قدم هجوم و سلب مهلت از دشمن۱۴
۹. اصل رعایت قانون، نظم، اخلاق و دید اسلامى در دفاع و مبارزه۱۵
۱۰. اصل بهره‌ورى از عوامل روحى و روانى پیروزى در نیروهاى خودی۱۶
۱۱. اصل استفاده از نقاط ضعف دشمن
۱۲. اصل منفعل كردن دشمن و به ندامت كشاندن وی۱۷
۱۳. اصل به انزوا كشاندن دشمن۱۸
۱۴. اصل تحقیر، تهدید و ارعاب دشمن۱۹
۱۵. اصل به كارگیرى علم و تخصص در دفاع و تقویت آن۲۰
۱۶. اصل تقویت قواى مسلح و نیروى انتظامى، سپاه و بسیج۲۱
۱۷. اصل طبقه‌بندى مدافعان و تقسیم وظیفه در دفاع و مبارزه۲۲
۱۸. اصل جدى گرفتن دشمن و كوچك نشمردن او هر چند كم و ضعیف باشد و ایجاد فاصله و شكاف بین دشمنان و مشغول كردن آنان به یكدیگر۲۳

۴. شكست‌ناپذیرى در مقابل دولت‌هاى استعمارى
امروز ایران اسلامى به بركت ایمان قوى و تعهد به اسلام و تحول عظیمی كه در اقشار مختلفه حاصل شده است، دست شرق و غرب و انگل‌هاى منحرف را از كشور خود كوتاه و به هیچ قدرتى اجازه نمی‌دهد كوچك‌ترین دخالتى در كشور اسلامى ایران نماید. و این خود حجت قاطعى است براى مسلمانان و مظلومان جهان كه به خواست ملت‌ها كسى نمی‌تواند دست تجاوز دراز كند و با آن مخالفت نماید و ملتى كه بین ذلت و شهادت، دومى را انتخاب نموده است شكست‌پذیر نیست.۲۴

۵. الگوهاى مقاومت و پایدارى در بیدارى اسلامی
مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مركز جنبش و حركت‌های اسلامی بوده؛ از مسجد، تبلیغات اسلامی شروع می‌شده است و از مسجد، حركت قوای اسلامی‌برای سركوبی كفار و وارد كردن آن‌ها در] زیر [بیرق اسلام بوده است. همیشه در صدر اسلام، مسجد، مركز حركات و مركز جنبش‌ها بوده است. ما به خواست خدای تعالی با آن‌كه بی‌ساز و برگ بودیم و ملت ما در دستش از تفنگ و آلات جنگی چیزی نبود، به واسطه‌ی قدرت ایمان و وحدت كلمه بر قوای طاغوتی غلبه كردیم. و من امیدوارم كه همه‌ی ملت‌های اسلامی بپاخیزند و با وحدت كلمه و با توجه به اسلام و قدرت ایمان، بر اجانب و بر كسانی كه می‌خواهند این ملت‌ها را همیشه در تحت اختیار و سلطه‌ی خود داشته باشند غلبه كنند. رمز پیروزی مسلمین در صدر اسلام، وحدت كلمه و قوّت ایمان بود؛ قوّت ایمان بود كه یك لشكر ضعیف را بر امپراتوری‌های بزرگ عالم غلبه داد و سی نفر به قیادت خالدبن ولید بر شصت هزار نفر لشكر پیشقراول روم غلبه كرد. این قدرت اسلام بود كه پیش می‌برد و ما مسلمین باید با قدرتِ اسلام، اسلام را پیش ببریم.

باید با قوای كفر به قدرت اسلامی مبارزه كنیم و دست تبهكاران را از ممالك خودمان دور كنیم. اگر وحدت كلمه‌ی اسلامی بود و اگر دولت‌ها و ملت‌های اسلام به هم پیوسته بودند، معنا نداشت كه قریب یك میلیارد جمعیت مسلمین زیر دست قدرت‌ها باشد. اگر این قدرت، قدرت بزرگ الهی مُنْضَم بشود به قدرت ایمان و همه با هم برادرانه در راه اسلام قدم بردارند، هیچ قدرتی بر آن‌ها غلبه نخواهد كرد.۲۵

اى مسلمانان در همه‌ی بلاد و اقطار عالم بپاخیزید! و اى علماى اعلام جهان اسلام به داد اسلام و بلاد مسلمین و مسلمانان برسید! و در هر گوشه و كنار، همچون ملت ایران و دولت آن و علما و بزرگان این سامان، دست رد به سینه‌ی ستمكاران غرب و شرق زنید و عمال و كار‌شناسان دروغین و مستشاران نفت‌خوار آنان را از بلاد خود بیرون بریزید؛ و همچون سلحشوران ایران، شهادت را بر ذلت و شرف اسلام و انسانى را بر رفاه و عیش چند روزه‌ی توأم با خوارى و شرمسارى ترجیح داده و در میدان نبرد سیاسى و نظامى بر آنان چیره شوید و از هیاهوى تبلیغاتى آنان باك نداشته باشید كه خداوند تعالى با شماست. إِن تَنصُروا اللهَ ینَصُرْكمُ و یثبِت أَقدامَكم.۲۶

Description: http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/spacer.gif


امروز تمام دولت‌ها و بسیاری از ملت‌های مسلمان می‌دانند كه ملت ایران پس از صد‌ها سال گرفتاری به دست شاهان ستم‌پیشه و ستمكاران حرفه‌ای كه اسلام عزیز را وسیله‌ی غارتگری و چپاول برای خود و قدرت‌های بزرگ و اخیراً آمریكای جنایتكار قرار داده بودند و قرآن كریم و اسلام بزرگ را در معرض خطر می‌دیدند بپاخاستند و با انقلاب كبیر خود، دولت اسلام را جایگزین رژیم غیر اسلامی و غیرقانونی شاهنشاهی نمودند و دست ابرقدرت‌ها و خصوصاً آمریكای جهانخوار را از سلطه‌ی بر اموال و انفس خود قطع نمودند و امید آن است كه دیگر برادران مسلمان گرفتار در چنگال خونخواران و ستمكاران، از این انقلاب اسلامی بهره‌برداری كنند و دولت‌های اسلامی با پشتیبانی ملت‌های خود به انقلاب بزرگ ایران بپیوندند.۲۷

۶. حمایت همه جانبه از بیدارى اسلامى
با توجه به این‌كه قاموس حركت حضرت امام رحمه‌الله، انجام وظیفه در راستاى فرامین الهى می‌باشد، لذا این اندیشه، محدود به زمان و مكان خاصى نمى‌باشد. حضرت امام می‌فرمایند «از همه‌ی كشورهاى زیر سلطه براى به دست آوردن آزادى و استقلال، كاملاً پشتیبانى مى‌نماییم و به آنان صریحاً می‌گوییم كه حق گرفتنى است، قیام كنید و ابرقدرت‌ها را از صحنه‌ی تاریخ و روزگار براندازید. من بار‌ها گفته‌ام و هم‌اكنون هشدار می‌دهم كه اگر شرق ستم‌كشیده و آفریقا به خودشان متكى نباشند، تا ابد گرفتارند.»۲۸

۷. ناتوانى قدرت‌ها از مقابله با ملت متحد
فریادى كه از قلب مؤمن است بر همه چیز غلبه می‌كند؛ بر كاخ سفید هم غلبه می‌كند و غلبه كرده است. و موج این ایمان در سرتاسر دنیا از زیر بار این ظلم‌هایى كه در طول تاریخ بر آن شده است، از زیر این بار دارد در می‌آید. همه جا نغمه‌ی این است كه ظلم نه. دست تواناى ملت‌ها، ابرقدرت‌ها را به جاى خودشان نشانده و مى‌نشاند. ملت‌هاى مستضعف در هر جاى جهان رو به بیدارى هستند، نمى‌پذیرند امروز دیگر آن حرف‌هایى كه سابق گفته می‌شد، آن ارعاب‌هایى كه می‌كردند و كشتی‌هایى كه مى‌آوردند در اطراف خلیج فارس و امثال این‌ها، یا كارهاى دیگرى كه می‌كردند. تمام این‌ها كهنه شده است. دیگر پیش مردم ارزش ندارد. ملتى كه بیرون آمده روز جمعه و می‌گوید كه «ما براى شهادت آمدیم» آن‌ها را از مردن نترسانید، این شهادت است. ان‌شاءالله خداوند به همه‌ی ملت، ملت‌هاى اسلامى، قدرت ایمان عنایت كند و قدرت ایمان ملت ما را روزافزون كند.۲۹

در این راهپیمایى كه روز تاسوعا و عاشورا مى‌شود باید توجه بكنید دو نكته را من بگویم: یكى این‌كه راهپیمایى، عزادارى را از شما نگیرد. عزادارى كنید و با عزادارى راه بروید. همه با هم مجتمع بشوید به عزادارى. وقتى كلمه‌ی راهپیمایى پیش می‌آید، خیال نكنید كه معنایش این است كه عزادارى نمى‌خواهیم. ما از همین اسلام و مظاهر اسلام و شهداى اسلام مى‌توانیم كار‌هایمان را انجام بدهیم، و الاّ نه توپ ما و نه تانك ما مقابله با تانك و توپ آمریكا ندارد، شوروى ندارد. ما یك ملتى مى‌خواهیم كه براى اسلام همدست بشوند. مطمئن باشید كه وقتى یك ملت در یك امر اسلامى همدست شدند كه چنان‌چه مى‌بینید شدند هیچ قدرتى نمى‌تواند شما را عقب بزند.

آن‌ها هم این معنا را فهمیده‌اند و مى‌بینند كه خوب، یكى از اشخاص، یكى از گروه‌هایى كه نقشى دارد در این امر و نقش بزرگى دارد، روحانى است. از اولى كه این انقلاب پیدا شد تا حالا یك دستجات روشنفكر و قلم‌دارى، آنهایى كه قلم‌هایشان و نطق‌هایشان و گفتار‌هایشان بر ضد اسلام است و یا خودشان نمى‌دانند و یا دانسته این كار را می‌كنند از اول این مسأله را مى‌گفتند كه روحانیون بروند یك كار دیگرى بكنند، ما‌ها هم مى‌رویم سراغ [سیاست].

همین‌هایى كه مملكت اسلام را دو دستى مى‌خواهند تقدیم كنند به آنهایى كه ارباب‌هایشان هستند یا آنهایى كه به خیال خودشان براى ما مفید هستند. آقا، مملكت اسلام از اول ۱۵ خرداد تا حالا، بیشتر از صدهزار جمعیت از آن كشته شده است و بیشتر از صدهزار معلول ما الآن داریم. این‌ها براى چه معلول شده‌اند؟ براى چه كشته شده‌اند؟ براى نفت بوده است؟ آدم براى نفت خودش را می‌كشد؟ براى خانه بوده است؟ براى ارزانى بوده است؟ خوب، ما از تظاهرات مردم باید این‌ها را بفهمیم. همه می‌گفتند: ما اسلام را می‌خواهیم. اگر اسلام نبود، نه نفت مى‌توانست هیچ كارى بكند و نه سایر چیز‌ها. مگر مردم مى‌شود جوان‌هایشان را بدهند براى نفت؟ مى‌شود جوانشان را بدهند براى خانه؟ الآنكه شما در جبهه‌هاى جنگ هستید و ارتشی‌هاى ما كه خداوند نصرتشان بدهد، در مراكز فعال هستند، الآن كى هست كه دارد از آن‌ها پشتیبانى می‌كند؟

آن زن‌هایى كه براى شما نان می‌پزند و آن مردمی كه براى شما پول می‌دهند و آن مردمی كه براى شما ذخیره می‌دهند و آن‌قدر چیز‌ها را می‌فرستند. همین مردم مسلمانند. شما ببینید در تلویزیونتان كه یك زنى كه ده تا تخم مرغ آورده، دارد مى‌آورد مى‌دهد همین را. یك بچه‌اى كه ده تومان دارد این را می‌دهد. این‌ها براى چه این‌ها را مى‌دهند؟ این‌ها براى اسلام است، براى كشور اسلامى است. چطور شما‌ها هیچ كارى نمی‌كنید؟ اینهایى كه هى نق می‌زنند، چه می‌كنند؟ چه غلطى می‌كنند؟ كدام از این‌ها رفته در جبهه؟ این نقشه است. شمایى كه الآن ان‌شاءالله وارد مى‌شوید در ارتش و در جهات بالاى ارتش، این نقشه را توجه بكنید. شما كه افسر هستید، این نكته‌ها را باید توجه بكنید كه مى‌خواهند شما را از مردم جدا كنند، روحانیون را هم از مردم جدا كنند. بعد مردم وقتى كه نه قدرت روحانى دارند و نه قدرت - عرض می‌كنم كه - اسلحه‌اى دارند یك كارى بكنند، یك كودتایى بكنند، تمام كنند قضیه را. مسأله این است.۳۰

پی‌نوشت‌ها:
۱. صحیفه‌ی امام، ج ۱۶ ص ۳۲۵
۲. صحیفه‌ی امام، ج ۱۹ ص ۳۴۴
۳. علامه طباطبایى، تفسیر المیزان، ج ۴ ص ۴۴۳ و ج ۲ ص ۶۰
۴. صحیفه‌ی نور، ج ۲۱ ص ۲۱۲
۵. ر. ك: سلمان‌پور، محمدجواد: مجله‌ی مصباح، تیر ۱۳۷۸ شماره ۳۰
۶. صحیفه‌ی امام، ج ۱۵ ص ۶
۷. صحیفه‌ی امام، ج ۱۴ ص ۶۰
۸. صحیفه‌ی امام، ه‌مان، ج ۲۰، صص ۳۴۶ ۳۴۵
۹. صحیفه‌ی نور، ج ۱۶ ص ۶۷. منشور روحانیت، ص ۳۱
۱۰. صحیفه‌ی نور، ج ۱ ص ۴۹
۱۱. صحیفه‌ی نور، ج ۱۶ ص ۱۸ و ج ۱۶ ص ۳۰ و ج ۱۲ ص ۴۴ و ج ۱۵ ص ۶۰ و وصیت‌نامه‌ی امام، ص ۱۸. صحیفه‌ی نور، ج ۱۲ ص ۴۴. صحیفه‌ی نور، ج ۱۶ ص ۱۸
۱۲. صحیفه‌ی نور، ج ۱۷ ص ۱۰۸ و ج ۱۳ ص ۳۸ و ج ۲ ص ۵۸ و ج ۱۲ ص ۴۵
۱۳. صحیفه‌ی نور، ج ۱۵ ص ۱ و ج ۱۷ ص ۶۵. صحیفه‌ی نور، ج ۱۶ ص ۸۱ و وصیت‌نامه‌ی امام، ص ۹ و ج ۱۶، ص ۵۱
۱۴. صحیفه‌ی نور، ج ۱۶، ص ۴۲ و وصیت‌نامه‌ی امام، ص ۲۳ و ۱۸.
۱۵. وصیت‌نامه‌ی امام، ص ۱۴
۱۶. وصیت‌نامه‌ی امام، ص ۱۰ و صحیفه‌ی نور، ج ۱۶، ص ۱۹ و ج ۳ ص ۲۲۱ و ج ۴ ص ۲۵ و ج ۱۳ ص ۵۹ و ج ۱۳ ص ۳۹ و ج ۱۴ ص ۵۳
۱۷. صحیفه‌ی نور، ج ۱۳ ص ۳۸، صحیفه‌ی نور، ج ۲ ص ۵۸ و ج ۲ ص ۱۲۲
۱۸. منشور روحانیت
۱۹. وصیت‌نامه امام، ص ۱۴
۲۰. صحیفه‌ی نور، ج ۱۶ ص ۴۵ و ج ۱۶ ص ۴۸ و ۷۴ و ج ۱۲ ص ۴۲
۲۱. صحیفه‌ی نور، ج ۱۳ ص ۲۸۱
۲۲. صحیفه‌ی نور، ج ۱۴ ص ۴۷
۲۳. صحیفه‌ی نور، ج ۳ ص ۲۰۷
۲۴. صحیفه‌ی امام، ج ۱۹ ص ۳۴۲
۲۵. صحیفه‌ی حج، جلد اول، مركز تحقیقات حج، ص ۱۸ و ۱۹، سخنرانی جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۵۸ / ۲۲جمادی‌الاول ۱۳۹۹
۲۶. صحیفه‌ی امام، ج ۱۹ ص ۲۹۰
۲۷. پیام حضرت امام به حجاج بیت‌الله الحرام در خصوص تبیین فلسفه و اسرار حج، ۱۵ شهریور ۱۳۶۰ / ۷ ذی‌القعده ۱۴۰۱
۲۸. پیام حضرت امام به مناسبت سالروز پیروزى انقلاب ۲۲/۱۱/۱۳۵۸.
۲۹. صحیفه‌ی امام، ج ۱۹ ص ۲۹۰
۳۰. صحیفه‌ی حج، جلد اول، مركز تحقیقات حج، سخنرانى در تاریخ ۲۵/۸/۱۳۵۹ در جمع فارغ‌التحصیلان دومین دوره‌ی دانشكده‌ی افسرى جمهورى اسلامى ایران.

 

مهم‌ترین عامل مهار قدرت از دیدگاه امام(ره)



۱. «صراط مستقیم»؛ مبنای سیاست در اسلام
مكتب امام خمینی رحمه‌الله یك مكتب كامل و یك بسته‌ی جامع و فراگیر است كه همه‌ی ابعاد زندگی انسان مسلمان را در بر می‌گیرد. به همین دلیل وقتی از معنویت در مكتب امام خمینی سخن می‌گوییم، منظورمان فقط زندگی فردی و بُعد شخصی انسان‌ها نیست، زیربنای اصلی زندگی نیز منظور است؛ زیربنایی كه ابعاد زندگی انسان مبتنی بر آن است. به بیان دیگر، توحید، مبنا و زیربنای این مكتب است.

همچنین در چهارچوب این نگاه توحیدی است كه نظام‌های دیگر اجتماعی نیز بنا می‌شود. یعنی همه‌ی نظام‌های سیاسی، اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مبتنی بر همین بعد است. در نظر امام خمینی، قدرت سیاسی جریانی است كه در كانون هستی -یعنی خداوند- ریشه دارد و در واقع تنها خداوند است كه خالق و مالك همه چیز است و حق اعمال قدرت و حاكمیت نیز مختص به اوست: «عالم همان‌گونه كه ظلّ وجود و رشحه‌ی جود اوست، ظل كمال وجود او نیز هست و قدرتش همه چیز را در برگرفته و بر همه چیز چیره گشته است و موجودات به خودی خود نه دارای شیئیتی هستند و نه وجودی، تاچه رسد به كمالات وجود مانند علم و قدرت»۱

مظاهر معنویت در مكتب امام رحمه‌الله

در مكتب امام خمینی «قدرت مطلق» از آنِ خداوند است. بر اساس هستی‌شناسی عرفانی ایشان، وجودی جز خدا نیست و هر وجودی ظلّ وجود اوست. از این رو تنها قدرت حقیقی، قدرت لایزال الهی است و هر چیزی جز او كه دعوی قدرت نماید، ضعف محض است. «قدرت پیش حق تعالی است. اوست مؤثر در تمام موجودات»۲ چنین نگرشی هرگونه وحشت و ترس از مدعیان قدرت غیر خدایی را در نگاه ایشان زایل ‌ساخت، زیرا «جز قدرت خدا قدرتی نیست و اگر كسی به درك این حقیقت نائل آمد، از هیچ قدرتی جز خدا نخواهد ترسید.»۳

از این رو و بر اساس این نگرش معنوی، امام خمینی «سیاست» را هدایت جامعه و حفظ مصالح و صلاح آن می‌داند و پیامبران و اولیای الهی را متولیان اصلی هدایت جامعه در مسیر صلاح و «صراط المستقیم» به شمار می‌آورد: «سركوب و مهار نفس، سیاست انبیا است كه با هدایت ملت و اجتماع، آنها را به صراط مستقیم رهبری می‌نمایند.» صراط المستقیم «مورد تأكید قرآن مجید است و در نمازهای روزانه‌ی مسلیمن مكرر طلب می‌شود. همین هدایت است كه از این جهان شروع شده و به جهان آخرت ختم می‌شود.»۴

«انگیزه و مقصد بعثت انبیای الهی از حضرت آدم تا پیامبر خاتم، رساندن بشر به كمال در بالاترین درجه بوده است.»۵ از این جهت امام خمینی، فلسفه‌ی اساسی ظهور و قیام انبیاء در جوامع انسانی را دخالت آنها در امور اجتماعی ملت‌ها و هدایت جوامع به سوی مسیر كمال و صلاح می‌داند كه این جز سیاست نیست. در مكتب امام خمینی «اسلام همه‌ی احكامش یك احكام مخلوط به سیاست است [...] نمازش مخلوط به سیاست است، حجش مخلوط به سیاست است، زكاتش سیاست اداره‌ی مملكت است. خُمسش برای اداره‌ی مملكت است.»۶ «دیانت اسلام [...] سیاستش در عبادت مدغم است و عبادتش در سیاسات مدغم است. یعنی همان جنبه‌ی عبادی یك جنبه‌ی سیاسی دارد.»۷ «والله اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرفی كرده‌اند. سیاست مُدُن از اسلام سرچشمه می‌گیرد.»۸

۲. «ولیّ منتخب مردم»؛ نماد عقلانیت سیاسی
تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران با رهبری امام خمینی یكی از ابعاد مهم عقلانیت سیاسی در مكتب امام خمینی است. حضور مردم در تأسیس حكومت و استمرار آن و انتخاب مقام‌های سیاسی، از بالاترین مقام تا انتخاب رئیس‌جمهور، نمایندگان مجلس و دیگر مقام‌های مهم سیاسی و حكومتی، نقش اصلی را ایفا می‌كند.

امام خمینی در وصیت‌نامه‌شان با اشاره به نقش مردم در تأسیس جمهوری اسلامی، حضور متحد مردم را به همراه «توحید كلمه»، رمز پیروزی و شرط استمرار انقلاب اسلامی می‌دانند: «بی‌تردید رمز بقای‌ انقلاب‌ اسلامی‌ همان‌ رمز پیروزی‌ است‌ و رمز پیروزی‌ را ملت‌ می‌داند و نسل‌های‌ آینده‌ در تاریخ‌ خواهند خواند كه‌ دو ركن‌ اصلی‌ آن‌، انگیزه‌ی‌ الهی‌ و مقصد عالی‌ حكومت‌ اسلامی‌ و اجتماع‌ ملت‌ در سراسر كشور با وحدت‌ كلمه‌ برای‌ همان‌ انگیزه‌ و مقصد. این‌جانب‌ به‌ همه‌ی‌ نسل‌های‌ حاضر و آینده‌ وصیت‌ می‌كنم‌ كه‌ اگر بخواهید اسلام‌ و حكومت‌ الله برقرار باشد و دست‌ استعمار و استثمارگرانِ خارج‌ و داخل‌ از كشورتان‌ قطع‌ شود، این‌ انگیزه‌ی‌ الهی‌ را كه‌ خداوند تعالی‌ در قرآن‌ كریم‌ بر آن‌ سفارش‌ فرموده‌ است،‌ از دست‌ ندهید و در مقابل‌ این‌ انگیزه‌ كه‌ رمز پیروزی‌ و بقای‌ آن‌ است‌، فراموشی‌ هدف‌ و تفرقه‌ و اختلاف‌ است‌.» 

امام خمینی صریحاً به تعلق حكومت اسلامی به مردم و نقش مشروعیت‌بخشی آنان در دولت اسلامی نیز ‌پرداخته‌اند: «ما بنای بر این نداریم كه یك تحمیلی به ملتمان بكنیم و اسلام به ما اجازه نداده است كه دیكتاتوری كنیم. ما تابع آرای ملت هستیم. ملت ما هر طور رأی داده،‌ ما هم از آنها تبعیت می‌كنیم. ما حق نداریم، خدای تبارك و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است كه ما به ملتمان یك چیزی را تحمیل كنیم.»۹

استناد به پاسخ امام در استفتای نمایندگان ایشان در دبیرخانه‌ی ائمه‌ی جمعه و جماعات سراسر كشور می‌تواند بیش از هر چیز دیگری نمایانگر اعتقاد ایشان به شرط پذیرش اكثریت در تولیّ ولیّ فقیه بر امور مسلمین باشد. ایشان در جواب این پرسش كه در چه صورت فقیه جامع‌الشرایط بر جامعه‌ی اسلامی ولایت دارد؟ می‌نویسد: «ولایت در جمیع صور دارد، لكن تولیّ امور مسلمین و تشكیل حكومت بستگی به آرای اكثریت مسلمین [دارد] كه در قانون اساسی هم از آن یاد شده است و در صدر اسلام تعبیر می‌شده به بیعت با ولی مسلمین.»۱۰

در بررسی وجوه مختلف اعتقاد امام خمینی به نقش و جایگاه آراء اكثریت و نقش مشروعیت‌بخش آن برای نظام اسلامی می‌توان به استدلالات عقلی و شرعی ایشان در پذیرش چنین جایگاهی اشاره كرد. امام خمینی حق ملت‌ها و آزادی آنها برای تعیین سرنوشت خود را یك اصل مسلم عقلی می‌دانستند: «همه‌ی عُقلای عالم این مطلب را قبول دارند كه هر بشری نسبت به سرنوشت خودش آزاد است؛ می‌تواند رأی آزاد بدهد و رئیس مملكت، شكل اداره‌ی مملكت را خودشان تعیین می‌كنند و بر حسب حقوق بشر، این خواست آنها باید ممضی باشد.»۱۱ از نظر امام خمینی، آزادی اراده و انتخاب عمومی از حقوق خدادادی و فطری بشر است و دین اسلام نیز همواره بر آن تأكید داشته است.۱۲ بر این اساس كسی نمی‌تواند خود را به‌زور بر مردم تحمیل و بر آنها حكومت كند.۱۳
مظاهر عقلانیت در مكتب امام خمینی رحمه‌الله

جمهوری اسلامی از نظر امام خمینی «حكومتی است متكی به آرای اكثریت ملت و مبتنی بر قواعد و موازین اسلامی»۱۴ بر این اساس امام می‌گویند: «حكومت جمهوری اسلامی هم یك جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها ولكن قانون، قانون اسلامی است.»۱۵

در این میان، تعیین و تخصیص نهادهایی برای حفظ جنبه‌های شرعی و مردمی حكومت جمهوری اسلامی قابل توجه و اهمیت است. به طوری كه از نظر امام خمینی: زمامدار و حاكم چنین نظامی باید دارای ویژگی‌های توأمان«شرایط و ضوابط اسلامی» به همراه «پذیرش و انتخاب مردمی» باشد. لذا مجلس خبرگان در این راستا برای انتخاب افراد ذی‌صلاح و دارای خصایص و ضوابط اسلامی ایجاد ‌گردید كه این مجلس خود به وسیله‌ی مردم انتخاب می‌شوند. امام خمینی رحمه‌الله همواره بر لزوم مراعات شرایط و موازین اسلامی درباره‌ی حاكم اسلامی تأكید داشتند، ضمن آن‌كه معتقد بودند كه باید «تمامی آحاد ملت در انتخاب فرد یا افرادی كه باید مسئولیت و زمام امور را در دست بگیرند، شركت داشته باشند.»۱۶

نمایندگان منتخب مردم در مجلس شورای اسلامی كه مظهر اراده‌ی اكثریت و خواست عمومی جامعه است، قانون‌گذاری در جهت مصالح عمومی جامعه را بر عهده دارند، اما ملاك مشروعیت قوانین وضع‌شده‌ی مجلس با اعمال نظارت اعضای شورای نگهبان است. امام خمینی رضوان‌الله‌علیه در این باره چنین فرموده‌اند: «میزان اكثریت است و تشخیص شورای نگهبان؛ كه این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست، میزان است كه همه‌ی ما باید بپذیریم.»۱۷

بر این اساس، لزوم اطاعت و پذیرش قانون از نظر اسلام همانا برخورداری قانون مصوب حكومت اسلامی از دو ركن مشروعیت، یعنی رأی اكثریت و مطابقت با موازین شرعی و اسلامی است. بنابراین آن‌چه مجلس تصویب كرده و به تأیید شورای نگهبان نیز رسیده، «هم شرعی است و هم قانونی»۱۸ است.

۳. «عدالت»؛ تضمین اسلامیت نظام اسلامی
از نظر امام خمینی اقامه‌ی عدالت هدف اسلام و همچنین ضمانت‌كننده‌ی اسلامیت نظام است. ایشان در پیام نوروزی سال ۱۳۶۷ چنین گفته‌اند: «سیدالشهدا سلام‌اللَّه‌علیه از همان روز اول كه قیام كردند براى این امر، انگیزه‌شان اقامه‌ی عدل بود. فرمودند كه مى‌بینید كه معروف عمل بهش نمى‌شود و منكر بهش عمل مى‌شود؟ انگیزه این است كه معروف را اقامه كند و منكر را از بین ببرد. انحرافات همه از منكرات است. جز خط مستقیم توحید، هر چه هست منكرات است. این‌ها باید از بین برود و ما كه تابع حضرت سیدالشهدا هستیم، باید ببینیم كه ایشان چه وضعى در زندگى داشت. قیامش، انگیزه‌اش نهى از منكر بود كه هر منكرى باید از بین برود. مِن‌جمله قضیه‌ی حكومت عدل، جور، حكومت جور باید از بین برود.»
عدالت در مكتب امام رحمه‌الله

از نظر امام خمینی رحمه‌الله در واقع قدرت به ذات خود خیر است ولذا منشأ اصلی فساد همانا حكومتیان فاسد یا به سخن بهتر، حاكمان فاقد عدالت و علم به اسلام هستند. پس تنها راه حل، جایگزین كردن اشخاص مهذّب در رأس حكومت‌ها است: «اگر یك انسان، یك شاه، یك رئیس مملكت مهذب و صحیح باشد، آنهایی كه اطرافش هستند همه صحیح خواهند شد.‌ آنها هم سرایت می‌كند صحت عملشان به پایین‌ترها. ‌یك وقت می‌بینید كه اگر بیست سال یك حاكم عادل در بین مردم باشد، یك مملكت عادل پیدا می‌شود.»۱۹

تأكید بر اصل عدالت و علم به قانون الهی از نظر امام خمینی نشان‌ می‌دهد كه مهم‌ترین عامل مهار قدرت حاكم اسلامی برای تضمین اسلامیت نظام سیاسی، عامل درونی است. خصایص و ویژگی‌هایی در درون حاكم، مهاركننده‌ی اصلی قدرت است و ولیّ‌فقیه به محض انجام عمل مخالف عدالت، خود‌به‌خود از مقامش عزل می‌گردد.۲۰

از سوی دیگر از نظر امام خمینی انحراف رهبری بالاترین انحرافات است كه منجر به انحراف تمام ارگان‌ها می‌گردد.۲۱ به همین دلیل امام خمینی ‌مجلس خبرگان رهبری را در راستای تعیین شایسته‌ترین و متعهدترین شخصیت‌ها۲۲ و در عین حال، نظارت بر حسن اجرای امور رهبری لازم می‌شمارند.

پی‌نوشت‌ها:
۱. امام خمینی، شرح دعای سحر، ص ۱۱۳
۲. امام خمینی، چهل‌حدیث، ‌ ص ۵۳
۳. امام خمینی، كوثر، (مجموعه‌ی سخنرانی‌های امام خمینی)، ج ۲، تهران، مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ ۲۱، ۱۳۷۱، ص ۳۵۳
۴. همان، ج ۱۳، ص ۴۳۲
۵. همان، ج ۷، ص ۵۳۶
۶. صحیفه‌ی امام، ج ۱۷، ص ۲۰۴
۷. همان، ج ۴، ص ۴۴۷
۸. همان، ج ۱، ص ۲۷۰
۹. امام خمینی، صحیفه‌ی امام، ج ۱۱، ص ۳۴
۱۰. همان، ج ۲۰، ص ۴۵۹
۱۱. همان، ج ۵، ص ۲۴۴
۱۲. همان، ج ۶، ص ۲۷۷
۱۳. همان، ج ۴، ص ۴۹۱
۱۴. صحیفه‌ی امام، ج۴، ص ۳۴۴
۱۵. همان، ج ۴، ص ۴۳۶
۱۶. همان، ج ۴، ص ۴۳۶
۱۷. همان، ج ۱۴، ص ۳۷۷
۱۸. همان، ج ۱۷، ص ۳۰۲
۱۹. صحیفه‌ی نور، ج ۴، ص ۱۵۷
۲۰. همان، ج ۶، ص ۵۱۹
۲۱. همان، ج ۱۸، ص ۴۲
۲۲. همان، ج ۲۱، ص
۱۸۸
 
|یادداشتی از دكتر اكبر اشرفی، استاد دانشگاه و مؤلف كتاب «مبانی رهبری سیاسی امام خمینی(ره)» درباره‌ی مكتب امام رحمه‌الله|