امام خمینی رحمه الله علیه
زندگی نامه - سیره - سخنان - خاطرات - اشعار - مناجات و... از امام خمینی رحمه الله
1. «اشخاصی که انتخاب میکنید، سوابقشان را مطالعه کنید... در زمان سابق چه جور بودند، در زمان انقلاب چه جور بودند، از اول انقلاب تا حالا چه جور بودند و سوابق خانوادگیشان چه هست، عقایدشان چه هست و مقدار معلوماتشان چه هست.»(1) 2. «افرادی را انتخاب کنید که متعهد به اسلام شرقی و غربی نباشند، بر صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند.»(2) 3. «کسانی را که انتخاب میکنید، باید مسایل را تشخیص دهند، نه از افرادی باشند که اگر روس یا امریکا یا قدرت دیگری تشری زد، بترسند؛ باید بایستند و مقابله کنند.»(3) 4. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رای دهند که... طعم تلخ فقر را چشیده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پا برهنگان زمین... و مدافع اسلام ناب محمدی (ص) باشند.»(4) 5. «باید اشخاص امین و صادق در مجلس شورا بروند که مقررات شما را بر طبق خواستههای خدای متعال پیاده کنند.»(5) 6. «سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارند.»(6) 7. «انتخاب اصلح برای مسلمین، یعنی انتخاب فردی که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد، و همه چیز را بفهمد و چون در مجلس، اسلام تنها کافی نیست، بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد و ممکن است به شما و گروه شما هم مربوط نباشد، که اگر اصلح را انتخاب کردید، کاری اسلامی میکنید و این محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید انتخاب برای اسلام است یا برای صلاح خوتان.»(7) ========== ۱.صحیفه نور، ج 9، ص 177 2. همان، ج 11، ص 284 3. همان، ج 18، ص 198 4. همان، ج 4، ص 194 5. همان، ج 5، ص 253 6. همان،ج11، ص 269 جهان: یکی از موضوعاتی که حتی از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران مورد توجه محافل سیاسی و رسانه ای غرب قرار داشت، دیدگاه امام خمینی(ره) درباره رابطه با غرب بویژه آمریکا و انگلیس بود. موضع امام امت اما مانند همیشه قاطع و روشنگر بود. ایشان حتی برای خوشایند غرب و انگلیس و کاستن از بدبینی آنان به حکومت پس از رژیم پهلوی، حاضر به کوتاه آمدن تاکتیکی از اصول و مواضع انقلابی خود و مردم نشدند. نمونه بارز و جالب آن گفتگوی امام با "راسل كر"، نماينده پارلمان انگليس و عضو حزب كارگر، درباره روابط ايران و انگليس بود. گفت وگویی که در آبان ماه سال ۵۷ در پاریس انجام شد. امام خمینی در این گفت وگو در پاسخ به اینکه "درباره دولت انگليس چه نظرى داريد؟" تصریح کردند: نظريات ما، بدبختي هاى شرق عمدتاً- و ايران خصوصاً- از اين سه دولت امريكا، انگليس و شوروى است؛ و اينها هستند كه رضا خان و محمد رضا را بر مامسلط كردند؛ و ما مىخواهيم از زير سلطه آنها بيرون بياييم. ملت قيام كرده است براى خروج از سلطه. چيزى را كه يك ملت خواست، عملى خواهد كرد. سوال دوم راسل كر این بود که "اگرپيروز بشويد روابط شما با انگليس چگونه خواهد بود؟" پاسخ امام(ره) مشروط و هوشمندانه بود: ما جنگى با ملت انگليس نداشته و نداريم. اين دولتها متعدى هستند. اگر باحُسن نيت و احترام با ما رفتار كنند، ما هم همين قسم با آنها رفتار خواهيم كرد. سفارتخانهها حق ندارند كه جاسوسى كنند، توطئه بكنند و اينها جاسوسى مىكردند. ملتى كه براى خدا قيام كرده و شهادت طلب مىكند از هيچ نمىترسد. ما مدعى هستيم كه اينجا سفارتخانه نيست، اصلش قضيه سفارت در كار نبوده و ما مدعى هستيم كه اين آدمهايى كه در اينجا بودند، اينها اجزاء سفارتخانه نبودند، به اسم سفارتخانه شما يك چيزى درست كرديد كه لانه جاسوسى است و بيايند ببينند كه آيا اين چيزهايى كه در اين سفارتخانه هست، اينها اسباب دست جاسوسهاستيا وسايلى است كه سفارتخانه لازم دارد؟ ما كه مركز جاسوسى را گرفتيم نه سفارتخانه را. اينها اگر هم يك وقتبى عقلى كنند و فرض كنيد بريزند به ايران، اين جوانهاى ما آنها را با چنگ و دندان از بين مىبرند، نمىگذارند اينها يكيشان هم بروند. اگر هم اين كارى كه كرده بود رسيده بود به آنجايى كه بيايند در تهران و بيايند در اين لانه جاسوسى آن وقت مىفهميدند كه با چه اشخاصى طرف هستند. در هر صورت من از شماها تشكر مىكنم كه خودتان بدون اينكه غير از خدا يك كسى وادارتان بكند (اين چيزى است كه از مبدا الهى جوشش پيدا كرده) خودتان وارد اين ميدان شديد. اين دفعه دومى است كه زن مربى جامعه است. از دامن زن انسانها پيدا مى شوند. مرحله اول مرد و زن صحيح، از دامن زن است. مربى انسانها زن است. سعادت و شقاوت كشورها بسته به و جود زن است. زن با تربيت صحيح خودش انسان درست مى كند و با تربيت صحيح خودش كشور را آباد مى كند. مبدا همه سعادتها از دامن زن بلند مى شود. زن مبدا همه سعادتها بايد باشد.(۶) قرآن كريم انسان ساز است و زنان نيز انسان ساز. اگر زنان شجاع و انسان ساز از ملتها گرفته شوند، ملتها به شكست و انحطاط كشيده مى شوند.(۷) ما بايد سرمشق از اين خاندان[ خاندان پيامبر(ص] بگيريم؛ بانوان ما از بانوانشان و مردان از مردانشان، بلكه همه از همه آنها.(۸) الگو حضرت زهرا سلام الله عليها است. الگو پيغمبر اسلام است.(۹) اگر شما زنها هم و زنهاى ما هم همه، كشور ما همه، پذيرفتند كه امروز روز زن است؛ يعنى روز تولد حضرت زهرا كه آن وقت و آن كمال و آن وضعيت را دارد، پذيرفتند كه روز زن است، به عهده شما مسائل بزرگى از قبيل مجاهده، كه حضرت مجاهده داشته است، حضرت به اندازه خودش كه در اين ظرف كوتاه مجاهده داشته است، مخاطبه داشته است با حكومتهاى وقت، محاكمه مى كرده است حكومتهاى وقت را، شما بايد اقتدا به او بكنيد تا پذيرفته باشيد كه اين روز، روز زن است. يعنى روز تولد اين حضرت، روز زن است، زهد و تقوا و همه چيزهايى كه داشته است و عفافى كه او داشته است و همه چيز. شما بايد اگر پذيرا شديد، آنها را تبعيت كنيد و اگر تبعيت نكرديد، بدانيد كه شما داخل در روز زن نيستيد.(۱۰) -------------------- 6ـ صحيفه نور، ج6، ص185 7ـ صحيفه نور، ج5، ص153 8ـ صحيفه نور، ج5، ص283. 9ـ صحيفه نور، ج7، ص17. 10ـ صحيفه نور، ج19، ص279 تاريخ اسلام گواه احترامات بى حد رسول
خدا(ص) به اين مولود شريف[ حضرت فاطمه(س)]استتا نشان دهد كه زن، بزرگى ويژه اى در جامعه دارد
كه اگر برتر از مرد نباشد كمتر نيست.(1)
از[ نظر] حقوق انسانى، تفاوتى بين زن و
مرد نيست زيرا كه هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خويش را همچون مرد دارد. بله در بعضى
از موارد تفاوتهايى بين زن و مرد وجود دارد كه به حيثيت انسانى آنها ارتباط ندارد.(2) براى زن ابعاد مختلفه است. چنانچه براى
مرد و براى انسان. اين ورق صورى طبيعى نازل ترين مرتبه انسان است و نازلترين مرتبه زن است و
نازلترين مرتبه مرد است. لكن از همين مرتبه نازل حركت به سوى كمال است. انسان موجود متحرك
است، از مرتبه طبيعت تا مرتبه غيب، تا فنا بر الوهيت.(3)
در علم و تقوا كوشش كنيد كه علم به هيچ
كس انحصار ندارد، علم مال همه است، تقوا مال همه است و كوشش براى رسيدن به علم و تقوا وظيفه
همه ماست و همه شماست.(4)
عواطفى كه در بانوان هست مخصوص خودشان
است و در مردها اين عواطف نيست و لهذا آن چيزى كه در پشت جبهه از روى عواطف از بانوان صادر مى
شود بيشتر و بالاتر و ارزنده تر است از آن چيزى كه از مردها صادر مى شود. به موجب
عواطفى كه بانوان دارند آنها براى جبهه كارهاى بسيار مفيد انجام داده اند و انجام مى
دهند و از همه مهمتر اينكه بانوان بعد از انقلاب با تمام كوشش و حفظ عفت و حفظ جهات
اسلامى، همقدم بلكه پيشقدم در امور كشور بوده اند.(5)
------------------------------------------ 1ـ صحيفه نور، ج14، ص200 2ـ صحيفه نور، ج3، ص49 3ـ صحيفه نور، ج6، ص185 4ـ صحيفه نور، ج19، ص120، به مناسبت روز
زن در جمع بانوان 5ـ صحيفه نور، ج14، ص230
در بيـن دوستان و متعهـدان بـه اسلام و مـبـانى اسلامى از جمله افراد نـادرى هستيـد كه چـون خـورشيـد روشنـى مـى دهيد. (1) شما اگر گمان بكنيد كه در تمام دنيا، رييـس جمهـورها و سلاطيـن و امثال ايـن ها يك نفـر را مثل آقاى خامنه اى پيدا كنيـد كه مـتعهـد به اسلام بـاشـد و خـدمتگزار... پيـدا نمـى كنيد. (2) خـداونـد متعال بر ما مـنت نهاد كه افكار عمـومـى را براى انتخاب رييس جمهورى متعهد ومبارز در خط مستقيم اسلام و عالـم به ديـن و سياست هدايت فرمود. (3) ايـن جـانب به پيـروى از ملت عـظـيـم الشـان و بـا اطلاع از مقام و مرتبت متفكر و دانشمنـد محترم جناب حجت الاسلام خامنه اىايده الله تعالـى راى ملت را تنفيذ... نمــودم. (4) ايشان را من سال هاى طولانى مى شناسم و در آن زمانى كه اول نهضت بـود ايشان وارد بـود و... بعـد هـم كه ايـن انـقلاب بـه اوج خـودش رسيد، ايشان حاضر واقعه بـود هـمه جا تا آخر؛ و حالا هـم هست، يك نعمت خـدا به مـا، اين است كه داده (5). مـن به شما خامنه اى عزيز تبريك مى گـويـم كه در جبهـه هاى نبرد با لباس سـربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به ايـن ملت مظلـوم خدمت نموده. (6) شما سربازى فداكار درجبهه ى جنگ و معلمـى آمـوزنـده در محراب و خطيبى تـوانـادر جمعه وجماعات وراهنمـايـى دلسـوز در صحنه ى انقلاب هستيد. (7) ايـن جـانب، كه از سـال هاى قبل از انقلاب با جنـاب عالـى ارتبـاط نزديك داشـتـه ام و همـان ارتبـاط بحمـد الله تـا الان بـاقــى است، جناب عالى رايكى از بازوهاى تـواناى جمهورى اسلامى مى دانم. (8) شمـا را چـون بـرادرى كه آشنـا بـه مســـايل فقهى و متعهـد به آن هستيد... مى دانم. (9) به كسى سـوء قصد كردند كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش پى نوشت، مسلميـن جهان طنيـن اندازاست. (10)
پي نوشت ها: 1- صحيفه نور، ج 20، ص 173. 2- همان، ج 17، ص 170. 3- همان، ج 15، ص 179. 4- همان، ج 15، ص 179. 5- همان، ج 17، ص 170. 6- همان، ج 15، ص 41. 7- همان. 8- همان. 9- همان، ج20، ص 371. 10- همان، ج 15، ص 14.
* «يكى از مسائل بسيار مهم در دنياى پر آشوب كنونى، نقش زمان و مكان در اجتهاد و نوع تصميمگيرىها است.» (12) * «زمان و مكان، دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند. مسالهاى كه در قديم داراى حكمى بودهاست، به ظاهر، همان مساله در روابط حاكم بر سياست و اجتماع و اقتصاد يك نظام، ممكن استحكم جديدى پيدا كند.» (13) * «روحانيت تا در همه مسائل و مشكلات حضور فعال نداشته باشد، نمىتواند درك كند كه اجتهاد مصطلح براى اداره جامعه كافى نيست.» (14) * «يك فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزهها هم باشد؛ ولى نتواند مصلحت جامعه را تشخيص دهد و يا نتواند افراد صالح و مفيد را از افراد ناصالح تشخيص دهد.[...]اين فرد در مسائل اجتماعى و حكومتى مجتهد نيست و نمىتواند زمام جامعه را به دست گيرد.» (15) * «اما اين طور نيست كه هر جا يك كلمهاى گفتيم و ديديم مصالح اسلام، حالا ما آمديم ديديم اينجورى نيست، اشتباه كرده بوديم، بگوئيم ما سر اشتباه خودمان باقى هستيم، ما هر روزى فهميديم كه اين كلمهاى كه امروز گفتيم اشتباه بوده و ما اينجورى بكنيم. ما دنبال مصالح هستيم، نه دنبال پيشرفتحرف خودمان.» (16) * «اكنون اگر كسى تكذيب كند از وضع يك حكومتى كه اين حكومتها، جائرانه است و كسى هم تا زمان دولتحق نمىتواند آنها را اصلاح كند؛ چه ربط دارد به اين كه حكومت عادلانه نبايد تشكيل داد؟ بلكه اگر كسى جزئى اطلاع از اخبار ما داشته باشد، مىبيند كه هميشه امامان شيعه با آنكه حكومتهاى زمان خود را حكومت ظالمانه مىدانستند و با آنها آن طورها كه مىدانيد سلوك مىكردند، در راهنمايى براى حفظ كشور اسلامى و در كمكهاى فكرى و عملى كوتاهى نمىكردند و در جنگهاى اسلامى در زمان خليفه جور، باز شيعيان على (ع) پيش قدم بودند. جنگهاى مهم و فتحهاى شايانى كه نصيب لشگر اسلام شده مطلعين مىگويند و تاريخ نشان مىدهد كه يا به دستشيعيان على يا به كمكهاى شايان تقدير آنها بوده. شما همه مىدانيد كه سلطنتبنى اميه در اسلام بدترين و ظالمانهترين سلطنتها بوده و دشمنى و رفتارشان را با آل پيغمبر(ص) و فرزندان على بن ابى طالب(ع) همه مىدانند و در ميان همه بنى هاشم بدسلوكى و ظلمشان به على بن الحسين زين العابدين(ع) بيشتر و بالاتر بود. به همين سلطنت وحشيانه جائرانه، ببينيد على بن الحسين(ع) چقدر اظهار علاقه مىكند. در كتاب صحيفه سجاديه مىگويد: اللهم صلعلى محمد و آله و حصن ثغور المسلمين بعزتك و ايد حماتهابقوتك و اسبق عطاياهم من جدتك[...] تا آخر اين دعا كه قريب هشت صفحه است.» (17) * «استناد و تكيه ما روى قانون اساسى از طريق الزموهم بما الزموا عليه انفسهم مىباشد، نه اينكه قانون اساسى از نظر ما تمام باشد. اگر علما از طريق قانون حرف مىزنند، براى اين است كه اصل دوم متمم قانون اساسى تصويب هر قانون خلاف قرآن را از قانونيت انداخته است و الا ما لنا و القانون؟» (18) منابع : 12. صحيفه نور، ج 21، ص 61. 13. همان، ص 98. 14. تطور انديشه سياسى امام خمينى، پيشين، ص123. 15. صحيفه نور، ج 21، ص47. 16. صحيفه نور، ج16، ص 211. 17. كشف الاسرار، صص 225 -226. 18. نهضت امام خمينى، پيشين، ج 1، ص 162. * «احكام اسلامى، اعم از قوانين اقتصادى و سياسى و حقوقى، تا روز قيامتباقى و لازم الاجرا است. [...] اين بقا و دوام هميشگى احكام، نظامى را ايجاب مىكند كه اعتبار و سيادت اين احكام الهى را تضمين كرده، عهدهدار اجراى آنها شود؛ چه، اجراى احكام الهى جز از رهگذر بر پايى حكومت اسلامى امكان پذير نيست.» (6) * «لزوم حكومتبه منظور بسط عدالت و تعليم و تربيت و حفظ نظام جامعه و رفع ظلم و حراست مرزهاى كشور و جلوگيرى از تجاوز بيگانگان، از بديهىترين امور است،بى آنكه بين زمان حضور و غيبت امام و اين كشور و آن كشور فرقى باشد.» (7) * «پس، اقامه حكومت و تشكيل دولت اسلامى بر فقيهان عادل، واجب كفايى است.» (8) * «اگر يكى از فقيهان زمان به تشكيل حكومت توفيق يافت، بر ساير فقها لازم است كه از او پيروى كنند.» (9) * «آنچه گفته شدهاست تا كنون يا گفته مىشود ناشى از عدم شناخت ولايت مطلقه الهيهاست. آنچه گفتهشده است كه شايع است مزارعه و مضاربه و امثال آنها، با آن اختيارات از بين خواهد رفت، صريحا عرض مىكنم فرضا چنين باشد، اين از اين اختيارات حكومت است.» (10) * «اينجانب به حكم خير خواهى براى ملت اسلام اعليحضرت را متوجه مىكنم به اينكه اطمينان نفرماييد به عناصرى كه با چاپلوسى و اظهار چاكرى و خانه زادى، مىخواهند تمام كارهاى خلاف دين و قانون را كرده به اعليحضرت نسبت دهند و قانون اساسى را كه ضامن مليت و سلطنت است، با تصويبنامه خائنانه و غلط از اعتبار بيندازند تا نقشههاى شوم دشمنان اسلام و ملت را عملى كنند.انتظار ملت مسلمان آن است كه با امر اكيد، آقاى علم را ملزم فرماييد از قانون اسلام و قانون اساسى تبعيت كند و از جسارتى كه به ساحت مقدس قرآن كريم نموده استغفار نمايد و الا ناگزيرم در نامه سرگشاده به اعليحضرت مطالب ديگرى را تذكر دهم. از خداوند تعالى استقلال ممالك اسلامى و حفظ آن را از آشوب مسالت مىنمايم.» (11) منابع : ۶. آيه الله العظمى امام خمينى، شؤون و اختيارات ولى فقيه، (ترجمه مبحث و لايت فقيه از كتاب البيع)، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران،1369، ص ۲۳. 7. همان، ص 24. 8. همان، ص33. 9. همان، ص33. 10. صحيفه نور، ج 20، ص 171. 11. سيد حميدروحانى، بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى، انتشارات راه امام: تهران1359، ص156 -157. * «من در آينده[پس از پيروزى انقلاب اسلامى] همين نقشى كه الان دارم، خواهم داشت؛ نقش هدايت و راهنمايى، و در صورتى كه مصلحتى در كار باشد، اعلام مىكنم و اگر چنانكه خيانتكارى در كار باشد، با او مبارزه مىكنم، لكن من در خوددولت هيچ نقشى ندارم.» (1) * «جز سلطنتخدايى، همه سلطنتها بر خلاف مصلحت مردم و جور است و جز قانون خدايى، همه قوانين باطل و بيهودهاست.» (2) * «مبانى فقهى، عمدهاش اخبار و احاديث ائمهاست كه آن هم متصل استبه پيغمبر خدا و آن هم از وحى الهى است.» (3) * «پس معلوم شد آنهايى كه روايتسنت و حديث پيغمبر مىكنند، جانشين پيغمبرند و هر چه براى پيغمبر از لازم بودن اطاعت و ولايت و حكومت ثابت است، براى آنها هم ثابت است؛ زيرا كه اگر حاكمى كسى را جانشين خود معرفى كرد، معنىاش آن است كه كارهاى او را در نبودنش او بايد انجام دهد.» (4) * «بر تمام مسلمانان و پيشاپيش آنان بر علماى روحانى و طلاب حوزههاى علميه اسلامى واجب است كه عليه سمپاشىهاى دشمنان اسلام، به هر وسيله ممكن، قيام كنند تا اينكه بر همگان آشكار شود كه اسلام براى اقامه حكومتى عدل گستر آمدهاست.» (5) منابع : ۱. صحيفه نور، ج 4، ص206. 2. كشف الاسرار، پيشين، ص186. 3. همان، ص187. 4. همان، ص 188. 5.آيه الله العظمى امام خمينى، شؤون و اختيارات ولى فقيه، (ترجمه مبحث و لايت فقيه از كتاب البيع)، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران،1369، ص 20. اگر گذاشته بودند كه حكومتى كه اسلام مىخواهد، حاكمى را كه خداى تبارك و تعالى امربه تعييناش فرموده است، رسول اكرم تعيين فرمود، اگر گذاشته بودند كه آن تشكيلات پيش بيايد، حكومت اسلامى باشد، حاكم، حاكم منتخب منصوب من قبل الله تعالى باشد، آن وقت مردم مىفهميدند كه اسلام چيست و معنى حكومت اسلامى چيست. (1) اين مسلم است كه از نظر اسلامى حل تمامى مشكلات و پيچيدگىها در زندگى انسانها تنها با تنظيم روابط اقتصادى به شكل خاصى حل نمىشود و نخواهد شد. بلكه مشكلات را در كل نظام اسلامى بايد حل كرد و از معنويات نبايد غافل بود [كه] كليد دردهاست. ما معتقديم تنها مكتبى كه مىتواند جامعه را هدايت كند و پيش ببرد، اسلام است و دنيا اگر بخواهد از زير بار هزاران مشكلى كه امروز با آن دستبه گريبان است نجات پيدا كند و انسانى زندگى كند، انسانگونه، بايد به اسلام روى بياورد. (2) اين مقصد بزرگ كه مصلح اجتماعى و فردى است، انجام نگيرد مگر در سايه وحدت نفوس و اتحاد همم و الفت و اخوت و صداقت قلبى و صفاى باطنى و ظاهرى و افراد جامعه به طورى شوند كه نوع بنىآدم تشكيل شخص واحد دهند، و جمعيتبه منزله يك شخص باشد، و افراد به منزله اعضا و اجزاى آن باشد، و تمام كوششها و سعىها، حول يك مقصد بزرگ الهى و يك مهم عظيم عقلى كه صلاح جمعيت و فرد است، چرخ زند. و اگر چنين مودت و اخوتى در بين يك نوع يا يك طايفه پيدا شد، غلبه كنند بر تمام طوايف و مللى كه بر اين طريقه نباشند. (3) خاصيتيك حكومت محرومين و مستضعفين و حكومت مردمى اين است كه « دفاع از نواميس مسلمين و دفاع از بلاد مسلمين و دفاع از همه حيثيات مسلمين امري است لازم و ما بايد خودمان را براي مقاصد الهي و دفاع از مسلمين مهيا كنيم و خصوصا در اين شرايطي كه فرزندان واقعي فلسطين اسلامي و لبنان اسلامي، يعني حزب الله و مسلمانان انقلابي سرزمين غصب شده و لبنان، با نثار خون و جان خود، فرياد « يا للمسلمين » سر مي دهند، با تمام قدرت معنوي و مادي در مقابل اسرائيل و متجاوزين بايستيم و در مقابل آن همه سفاكي ها و ددمنشي ها مقاومت و پايمردي كنيم و به ياري آنان بشتابيم... » (13 ) «.. الان اسرائيل در مقابل همه كشورهاي اسلامي ايستاده مي گويد غلط نكنيد. اين تاسف ندارد انسان نيستند اينهايي كه در راس امور هستند كه اسرائيل در مقابلشان ايستاده مي گويد فضولي موقوف !...» ( 14 ) « مسلمانها اميدوارم روز قدس را بزرگ بشمارند و در همه ممالك اسلامي در روز قدس در روز جمعه آخر ماه مبارك تظاهر كنند، مجالس داشته باشند، محافل داشته باشند، در مساجد فرياد بزنند. وقتي يكي ميليارد جمعيت فرياد كرد، اسرائيل نمي تواند، از همان فريادش مي ترسد... » (15 ) « ... اگر در روز قدس تمام كشورهاي اسلامي، ملتها همه برخيزند و فرياد بزنند، نه براي قدس تنها، براي همه ممالك اسلامي پيروز خواهند شد. ما با فرياد محمد رضاخان را بيرونش كرديم... اين قدر الله اكبر بر مغز اينها كوبيده شد كه خودشان را باختند وفرار كردند، مسلمين بايد فرياد بزنند. گمان نكنند كه شعار و فريا د فايده ندارد، نخير شعار فايده دارد اما اگر همه فرياد بزنند... » (16 ) «.. من به سران ممالك اسلامي و دول عربي و غيرعربي اعلام مي كنم: علماي اسلام و زعماي دين و ملت ديندار ايران و ارتش نجيب، با دول اسلامي برادر است و در منافع و مضار همدوش آنهاست و از پيمان با اسرائيل دشمن اسلام ودشمن ايران متنفر و منزجر است، اين جانب اين مطلب را به صراحت گفتم، بگذار عمال اسرائيلي به زندگي من خاتمه دهند. »(1) «.. امروز مسلمين و خصوص علماي اعلام در مقابل خداي تبارك و تعالي مسئوليت بزرگي دارند، با سكوت ما نسل هاي آتيه الي الابد در معرض ضلالت و كفر هستند و مسئول آن ماهستيم. خطر اسرائيل و عمال ننگين آن، اسلام و ايران را تهديد به زوال مي كند. من براي چند روز زندگي با عار و ننگ ارزشي قائل نيستم. از علما اعلام و ساير طبقات مسلمين انتظار دارم، با تشريك مساعي، قرآن و اسلام را از خطري كه در پيش است نجات دهند... » ( 2 ) «مسلمانان حاضر در مواقف كريمه، از هر ملت و مذهب كه هستند بايد به خوبي بدانند كه دشمن اصلي اسلام و قرآن كريم و پيامبر عظيم الشان صلي الله عليه وآله وسلم، ابرقدرتها، خصوصا آمريكا و وليده فاسدش اسرائيل است كه چشم طمع به كشورهاي اسلامي دوخته و براي چپاول مخازن عظيم زيرزميني و روي زميني اين كشورها، از هيچ جنايت و توطئه اي دست بردار نيستند... برادران و خواهران بايد بدانند كه آمريكا و اسرائيل با اساس اسلام دشمنند چرا كه اسلام وكتاب و سنت را خار راه خود و مانع از چپاولگري شان مي دانند... » (3 ) «.. روز قدس روزي است كه بايد به همه ابرقدرتها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين بردارند و سر جاي خود بنشينيد. اسرائيل دشمن بشريت، دشمن انسان، كه هر روز غائله ايجاد مي كند و برادرهاي ما را در جنوب لبنان به آتش مي كشد، بايد بداند كه اربابهاي او ديگر رنگي ندارند و بايد انزوا اختياركنند... » (4) « ما وظيفه داريم مردم مظلوم و محروم را نجات دهيم» (5 ) « ما وظيفه داريم پشتيبان مظلوم و دشمن ظالم باشيم» (6 ) « ما طرفدار مظلوم هستيم، هر كسي در هر قطبي كه مظلوم باشد ما طرفدار آنها هستيم. » (7 ) « تكليف اسلامي مسلمانان است كه اگر كسي مظلوم واقع شد، بايد به آنان كمك كرد. » (8 ) « ما به پيروي از اسلام بزرگ، از جميع مستضعفان حمايت مي كنيم. » ( 9 ) «... ما از مردم بي پناه لبنان و فلسطين در مقابل اسرائيل دفاع مي كنيم. اسرائيل اين جرثومه فساد هميشه پايگاه آمريكا بوده است. من در طول نزديك به بيست سال، خطر اسرائيل را گوشزد نموده ام، بايد همه بپاخيزيم و اسرائيل را نابود كنيم و ملت قهرمان فلسيطن را جايگزين آن گردانيم... » (10 ) «.. اكنون كه خون جوانان عزيز فلسطين ديوارهاي مسجد قدس را رنگين كرده است و در مقابل مطالبه حق مشروعشان از مشتي دغلباز با مسلسل جواب شنيده اند، براي مسلمانان غيرتمند عار نيست كه به نداي مظلومانه آنان جواب ندهند و همدردي خود را با آنان اظهار نكنند... » (11 ) « مساله قدس يك مساله شخصي نيست و يك مساله مخصوص به يك كشور و يا يك مساله مخصوص به مسلمين جهان در عصر حاضر نيست، بلكه حادثه اي است براي موحدين جهان و مومنان اعصار گذشته و حال و آينده... » (12 ) برای دیدن منبع به ادامه مطلب رجوع کنید . بايد اين نهضت در تمام عالم، نهضت مستضعف در مقابل مستكبر در تمام عالم گسترده شود. 24/2/58 مستكبرين غاصبند، مستكبرين بايد از ميدان خارج بشوند. 27/2/58 اگر شما كسانى كه زير دستتان هست ضعيف شمرديد به آنها خداى نخواسته تعدى كرديد. تجاوز كرديد، شما هم مستكبر مىشويد و آن زيردستها مستضعف. 4/3/58 و همه بايد كوشش كنيم كه وحدت بين مستضعفان در هر مسلك و مذهبى كه باشند، تحقق پيدا كند كه اگر خداى نخواسته سستى پيدا شود، اين دو قطب مستكبر شرق و غرب مانند سرطان همه را به هلاكت خواهند رساند. ما عازم هستيم كه تمام سلطهها را نابود سازيم. 20/2/62 خداى تبارك و تعالى ما و شما را از شر اين مستكبرين نجات بدهد (آمين حضار) و ملتهاى ايران را، ملتهاى ديگران را،... همه مسلمين را بيدار كند (آمين حضار) تا دماغ اين مستكبرين را به خاك بمالد (آمين حضار) و آنها را رسوا كند (آمين حضار). 6/8/60 ابرقدرتها مىخواهند انسانيت انسانها را تحتسلطه قرار دهند. 6/8/60 آمريكا مىخواهد با تمام قوا بين مسلمين اختلاف بيندازد. 11/9/60 آمريكا محدود نيست آمالش، به يك كشور و دو كشور. 14/6/61 شريان حيات آمريكا و غرب بسته به نفت اين منطقه است. 14/6/61 اگر قدرت امريكا نبود، اسرائيل هم نمىتوانست كه اين كار سفاكانه را بكند. 13/8/61 دنيا بايد امريكا را از بين ببرد. و الا تا اينها هستند، اين مصيبتها در دنيا هست. 13/8/61 بايد در مقابل ابرقدرتها مقاومت كرد. 9/12/66 ابرقدرتها آن لحظهاى كه منافعشان اقتضا كند شما و قديمىترين وفاداران و دوستان خود را قربانى مىكنند و نهاد حكومت آن قدر اهميت دارد كه نه تنها در اسلام حكومت وجود دارد بلكه اسلام چيزى جز حكومت نيست و احكام شرعى قوانينى است كه يكى از شئون حكومت است….1 اسلام حكومت است در جميع شؤون آن و احكام شرعى [فرعى] قوانين اسلام هستند، احكام جلوه اى از جلوه هاى حكومت هستند، بلكه احكام مطلوب بالعرض و وسايلى هستند كه در جهت اجراى حكومت و بسط عدالت به كار گرفته مى شوند. پس اينكه فقيه حصن اسلام است معنايى ندارد مگر اينكه او سرپرست اسلام است، همچنان كه پيامبر(ص) و ائمه(ع) سرپرست اسلام بوده انددر جميع امور حكومتى.2 حال چون اجراى احكام تا ابد ضرورت دارد تشكيل حكومت و دستگاه اجراء و اداره ضرورت مى يابد. بدون تشكيل حكومت كه همه جريانات و فعاليتهاى افراد را از طريق اجراى احكام تحت نظام عادلانه اى درآورد هرج و مرج و فساد اجتماعى و اعتقادى و اخلاقى پديد مى آيد.3 ماجمهورى اسلامى را اعلام كرديم و ملت با راهپيماييهاى مكرر به آن رأى داده اند، حكومتى است متكى به آراء ملت و مبتنى بر قواعد و موازين اسلامى.4 خداى عادل هرگز تن [دادن] به حكومت ظالمان را نمى پذيرد. تنها حكومتى كه خرد و شرع آن را حق مى داند، حكومت خدا يعنى حكومت قانون الهى است….5 ما خواهان استقرار يك جمهورى اسلامى هستيم و آن حكومتى است متكى به آراء عمومى. شكل نهايى حكومت با توجه به شرايط و مقتضيات كنونى جامعه ما توسط خود مردم تعيين خواهد شد.6 حكومت جمهورى اسلامى مورد نظر ما از رويه «توبه يكى از منازل مهمه مشكله است.» (1) «و آن، [پشيمانى] چنان صورت پذيرد كه انسان متذكر تاثير معاصى در روح و تبعات آن درعالم برزخ و قيامتشود از وجه معقول و منقول چنانچه پيش اصحاب معرفت مبرهن و در اخبار اهل بيت عصمت - عليهم السلام - وارد است كه از براى معاصى در عالم برزخ و قيامت صورتهايى استبمناسبت آنها، كه در آن عالم داراى حيات و اراده هستند و انسان را از روى شعور و اراده عذاب و آزار مىنمايند، چنانچه آتش جهنم از روى شعور و اراده انسان را مىسوزاند، زيرا آن نشئه نشئه حيات است پس، در آن عالم صورتهايى نتيجه اعمال حسنه و سيئه ما است كه با ما محشور مىگردد و در احاديثشريفه و قرآن كريم تصريحا و تلويحا ذكر اين مطلب بسيار شده و مطابق استبا مسلك حكماى اشراق و ذوق و مشاهدات اهل سلوك و عرفان و همين طور از براى هر معصيتى در روح اثرى حاصل شود كه آن را در احاديثشريفه به «نقطه سوداء» تعبير فرمودند و آن كدورتى است كه در قلب و روح پيدا شود و كم كم افزون مىشود و انسان را منتهى مىكند به كفر و زندقه و به شقاوت ابدى مىرساند... پس اگر انسان تنبه به اين معانى پيدا كرد... بزودى از آن منزجر و پشيمان مىگردد و صورت ندامت در قلبش ظاهرمىگردد.» (2) «و نيز انسان بايد بكوشد تا آنكه صورت ندامت را در دل قوت دهد تا انشاءالله به بيت «احتراق» وارد شود و آن چنان است كه به واسطه تفكر در تبعات و آثار موحشه معاصى ندامت را در دل خود روشن كند و قلب را به آتش ندامت محترق كند تا آنكه همه معاصى از آن آتش بسوزد و كدورت و زنگار قلب مرتفع شود. بداند كه اگر اين آتش عمل نکردن به تکالیف الهی اگر ما به تکالیفی که خدای تبارک و تعالی برای ما تعیین فرموده است عمل بکنیم ، باکی از این نداریم که شکست بخوریم ، چه از شرق و چه از غرب و چه از داخل و چه از خارج و اگر به تکالیف عمل نکنیم , شکست خورده هستیم ؛ خودمان ، خودمان را شکست دادیم . 26/8/58 در جمع استانداراصفهان و کارکنان بنیاد مسکن قم پیمان شکنی هان! ای ملت عزیز ، که پرچم پرافتخار اسلام را به اهتزاز در آورده و سکوت مظلومان را در مقابل ستمگران و قلدران شکسته و متحول به فریاد و پرخاش کردید و ندای " الله اکبر" اسلام را با امواج فرستندگان غیبی به اقصی بلاد جهان رساندید، بهوش باشید و به عهد خود به پیشگاه مقدس خداوند پابرجا باشید که اسلام خدای ناکرده در ایران دفن معنویات و احکام اسلام است . پیام به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب 22/11/63 غرور و خودبینی عمده این است که ما بفهمیم که سرچشمه ی همه ی امور حق تعالی است و ما خودمان را یک وقت بازی ندهیم که ما در یک کاری ، انجام کار را ما دادیم ، و منم ، این منم که دارم این کار را می کنم ، اگر این کار یک وقت پیش آمد ، شکست دنبالش است ، شکست معنویش که معلوم است ، شکست صوریش هم می شود . در جمع مقامات لشکری و کشوری 21/11/66 دوری از معنویت الهی .... آن روزی آسیب خدای نخواسته به کشور ما و به ملت ما می رسد که این معنایی که در اول نهضت پیدا شد و سبب پیروزی شد این معنا از بین مردم برود ، یعنی به واسطه اختلافات و تشتتات و هواهای نفسانی طوری بشود که از آن معنای الهی که در بین ملت بود و موجب پیروزی شد تهی بشود و در آن وقت دست رحمت الهی از سر این کشور خدای نخواسته برداشته بشود در جمع کارکنان جهاد سازندگی سراسر کشور 27/3/59 16 مهرماه سال 1341: جلسه مهم حضرت امام خمينى (ره) با مراجع قم در رابطه با انجمنهاى ايالتى و ولايتى 11 آذر ماه سال 1341 : لغو تصويبنامه ساختگى انجمنهاى ايالتى و ولايتى به دنبال مبارزات پيگير حضرت امام خمينى (ره) و صدور پيام حضرت امام خمينى (ره) در مورد ختم اين غائله 2 بهمن سال 1341 : تحريم رفراندوم غير قانونى و قلابى شاه از سوى حضرت امام خمينى (ره) 2 فروردين ماه سال 1342 : فاجعه خونين مدرسه فيضيه به دست عمال رژيم شاه 15 خرداد سال 1342 : دستگيرى شبانه حضرت امام خمينى (ره) . قيام تاريخى ملت ايران در اعتراض به دستگيرى حضرت امام (ره) 4 تيرماه سال 1342 : انتقال حضرت امام خمينى (ره) از پادگان قصر به سلولى در عشرت آباد. 21 فرودين سال 1343 : سخنرانى تاريخى حضرت امام خمينى (ره) در مسجد اعظم قم پس از آزادى از حبس و حصر. 4 آبان 1343 : سخنرانى كوبنده حضرت امام خمينى (ره) به مناسبت طرح اسارتبار كاپيتولاسيون. 13 آبان 1343 : بازداشت و تبعيد حضرت امام خمينى (ره) به تركيه 21 آبان سال 1343 : انتقال حضرت امام خمينى (ره) از آنكارا به بورساى تركيه 13 مهرماه سال 1344 : انتقال حضرت امام خمينى (ره) از تركيه به بغداد 16 مهرماه 1344 : حركت امام خمينى (ره) از سامرا به كربلا بعد از تبعيد به عراق 23 مهرماه 1344 : ورود و استقرار حضرت امام خمينى(ره) در نجف بعد از تبعيد به عراق 23 آبان 1344 : شروع درسهاى حوزهاى حضرت امام خمينى(ره) در نجف پس از تبعيد به عراق - 12 ارديبهشت 1356 : پيام حضرت امام خمينى (ره) به مناسبت چهلم شهداى قم 2 مهرماه 1357 : محاصره منزل حضرت امام خمينى (ره) توسط نيروهاى بعثى عراق 10 مهرماه 1357 : هجرت حضرت امام خمينى (ره) از عراق به سوى كويت 13 مهرماه 1357 : هجرت حضرت امام خمينى (ره) از عراق به فرانسه 12 بهمن 1357 : بازگشت امام خمينى (ره) به ميهن اسلامى پس از 15 سال تبعيد. امام خمينى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بايــست ابـلاغ كنـد , گفته بـود و در عمـل نيز تـمام هستيـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اينك در آستـانه نيمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزيزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او , در مـقابل هيچ قدرتى خـم نشده , و چشـمانش جز براى او گريه نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بيان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اينك ايـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او , و جانــكاه و تحمل ناپذير بـراى پيروانـش , فـرا مـى رسيد . او خـود در وصيتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضميرى اميدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جايگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خير شما احتياج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحيـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصير بپذيـرد و از مـلت امـيدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصيـرها بـپذيـرنـد و بـا قــدرت و تصميـم و اراده بــه پيش بروند . ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سيزدهـم خـرداد ماه سـال 1368لحظه وصال بـود .
برچسبها: کاندیدای اصلح, مجلس شورای اسلامی, انتخابات, مردم
ادامه مطلب
آرمانهاى بزرگى که امام(ره) بيان مىکردند، عبارت بود از: مبارزه با استکبار جهانى، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى»، اصرار فراوان بر استقلال حقيقى و همهجانبهى ملت - خودکفايى به معناى کامل - پافشارى فراوان و تمامنشدنى بر حفظ اصول دينى و شرع و فقه اسلامى، ايجاد وحدت و همبستگى، توجه به ملتهاى مسلمان و مظلوم دنيا، عزت بخشيدن به اسلام و ملتهاى اسلامى و مرعوب نشدن در مقابل قدرتهاى جهانى، ايجاد قسط و عدل در جامعهى اسلامى، حمايت بىدريغ و هميشگى از مستضعفان و محرومان و قشرهاى پايين جامعه و لزوم پرداختن به آنها. همهى ما شاهد بوديم که امام در اين خطوط، مصرانه و بدون تعلل، حرکتش را ادامه داد. ما بايد راه و اعمال صالح و حرکت مداوم او را دنبال کنيم.
فرازي از بيانات مقام معظم رهبري در مراسم بيعت نخست وزير، هيئت وزيران 17/3/۶۸

ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
شگفت آنكه امام خمينـى در يكـى از غزلياتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است :
سالها مى گذرد حادثه ها مى آيد.
انتظار فرج از نيمه خرداد كشم .
ادامه مطلب
دولت بختيار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نـيـاورد و ناگزيـر از پذيرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمينـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد كشـور شـد . استقبال بـى سـابـقـه مـردم ايـران چنـان عـظـيـم و غـيـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاريهاى غربـى نيز ناگزير از اعـتـراف شـده و مستـقـبـليـن را 4 تا 6 ميليون نفر برآورد كردند .
| Design By : Night Skin |

